گفت و گو چیست ؟
گفت و گو به معنای صحبت کردن است که به 3 نوع تقسیم می شود :
Dialogue ( گفت و گوی دو نفره ) به معنای صحبتی است که بین دو نفر یا بیشتر صورت می گیرد .
Monologue ( گفت و گوی تک نفره ) به معنای صحبتی است که یک نفر با شخصی فرضی و یا مخاطب انجام می دهد . راوی تک گویی نمایشی ، مونولوگ به حساب می آید .
Solilogue ( گفت و گوی تک نفره ی با خود ) به معنای صحبتی است که یک نفر با خودش انجام می دهد . راوی تک گویی درونی و حدیث نفس ، سولیلوگ به حساب می آیند .
گفت و گو (Dialogue ، Monologue ، Solilogue ) یکی از عناصر مهم داستان به حساب می آید . پیرنگ را گسترش می دهد و درونمایه را به نمایش می گذارد . عمل داستانی را پیش می برد و شخصیتها را از جنبه های ویژگیهای جسمانی ، روانی و خلقی ، اجتماعی و قومی معرفی می کند .
الف ) ویژگیهای جسمانی ؛ شخصی که نیمی از فکش فلج است ، به گونه ای متفاوت از سایر افراد حرف می زند و یا شخصی که تک زبانی است ، در بیان بعضی حروف دچار مشکل می باشد . بنابراین نوع گفت وگو می تواند نشان از خصوصیات جسمانی بدهد .
ب ) ویژگیهای روانی وخلقی ؛ فردی که زود عصبانی می شود یک نوع گفت و گو دارد و فردی که خونسرد است ، نوع گفت وگوی دیگری . آدم وسواسی ، ادبیات مربوط به خود را دارد و آدم همیشه کثیف نیز همینطور . گفت و گوی مناسب می تواند خبر از ویژگیهای روانی آدمها بدهد .
پ ) ویژگیهای اجتماعی ؛ فردی که استاد دانشگاه است با فردی که چاقو کش است ، در بیان گفت و گو تفاوت دارد . بنابراین با گفت و گو ، حتی می توان موقعیت اجتماعی افراد را نیز نشان داد .
ت ) ویژگیهای قومی ؛ نوع ادای کلمات ، کاربرد لغات و اصطلاحات و تعبیرات در گفت و گوی یک فرد اصفهانی با یک فرد یزدی تفاوت دارد . لازم است که نویسندگان برای نوشتن گفت و گوی یک شخصیت مشهدی ، به لهجه ی مشهدی و لغات و اصطلاحات رایج در مشهد آگاهی لازم داشته باشند تا گفت و گو ، گقت و گویی مناسب شود .
گفت و گوی مناسب ، چگونه گفت و گویی است ؟؟
- گفت و گویی مناسب است که در خدمت داستان باشد . یعنی فقط به این منظور نیاید تا مخاطب را از حوادثی آگاه کند . مگر اینکه در ارائه ی این نحو گفت و گو ، قصدی درمیان باشد .
- گفت و گو باید به حقیقت مانندی ( باور پذیری ) اثر کمک کند . گذاشتن گفت و گوهای یک استاد دانشگاه در دهان یک نظافتچی ( بدون دلیل منطقی ) موجب می شود که مخاطب اثر را رها کند .
- لازم است گفت و گوها ، نشانی هایی از شخصیت ها بدهند . یعنی همانطور که گفته شد ، گفت و گوها ، شخصیت ها را معرفی کنند . واژگان ، بلندی و کوتاهی گفت و گوها متناسب است با گویندگان آنها . یک آدم حرّاف ، نیاز به گفت و گوهای طولانی و خام و یک آدم دانا ، نیاز به گفت و گوهای کوتاه و پخته و پرمعنی دارد .
- گفت و گو باید ساخته و پرداخته شده باشد اما هر چقدر هم که گفت و گو ساخته و پرداخته شده باشد ؛ باز لازم است در خدمت داستان باشد . اگر داستانی در مورد این باشد که علی و احمد می خواهند به پیرزنی کمک کنند و به ناگاه وسط داستان گفت و گویی ، هر چند بسیار زیبا و پرداخت شده ، در مورد سیاست داشته باشند ؛ در واقع این گفت و گو نقش سم را برای داستان بازی کرده است . هدف از گفت و گو ، پیشبرد قصه است . اگر این هدف فراموش شود ، دیگر گفت و گو به درد نمی خورد .
نویسندگان از دو گونه گفت و گو در داستانهای خود استفاده می کنند :
1- گفت و گویی که فکر و اندیشه را مستقیماً ارائه می کند .
2- گفت و گویی که بیشتر جنبه ی نمایشی ( تئاتری ) دارد و افکار و اندیشه ها و منظور نویسنده را به طور غیر مستقیم بیان می کند و خواننده باید با حدس و گمان منظور نویسنده را در طی گفت و گو در یاید . مثال : داستان « تپه هایی همچون فیل های سفید » اثر همینگوی .