تبليغاتX
ماهنامه ی ویونا

ماهنامه ی ویونا

ماهنامه فرهنگی ادبی کمیته ی ویونا زیر نظر شورای کتاب کودک

سلام بر اهالی کوچه باغ شورای کتاب کودک

این روزها در شورا شوری افتاده است . همه در تکاپو هستند تا هفته ی دیگر روز شنبه همایش مولانا با نظم هرچه بیشتر و در سطح بالاتر و به نحو احسن برگزار شود . از همین جا به همه دست اندرکاران این همایش بزرگ خدا قوت عرض می کنیم و توفیقات روزافزونی را برایشان از خداوند منان خواستاریم .

از ویونا هم برایتان بگویم که ما از این شماره در هیات تحریریه با یک تغییر در خدمت شما هستیم و آن تغییر هم ورود سرکار خانم شیدا اکبری به جمع گرم و فعال ویونا است . ورود ایشان را به جمع ویونایی ها تبریک عرض نموده و برایشان آرزوی موفقیت داریم . پس اهالی ویونا شدند هفت نفر . به امید روزی که همه ی اهالی کوچه باغ شورا از اهالی ویونا باشند !!

راستی ویونا قرار است یکسری کارهایی را در سطح شورا انجام دهد . برخی از این امور قبلاً در چشم انداز ویونا در نظر گرفته شده بود و برخی دیگر هم تازگی ها به ذهن اهالی ویونا رسیده است . خلاصه بگم که ما برنامه های ویژه ای داریم . منتظر باشید .

نکته دیگر این که دوستان می توانند در نظر سنجی ویونا شرکت کنند . برای شرکت در نظر سنجی به دفتر دار مراجعه نمایید .

والسلام

قاصدک 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:51  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

-انتخاب نام شخصیت داستان چه تاثیری دارد و چه عواملی در انتخاب نام موثر است؟

خانم سنجری(ویراستار):در حال حاضر داستان به سه دسته ی کهن،مدرن و پست ودرن تقسیم می شود.انتخاب نام در هر یک متفاوت است.

-کهن:انتخاب نام با توجه به شخصیت فرد تعیین می شود،در واقع معنای نام متناسب با شخصیت و صفات آن شخص هماهنگگ بوده است. مثال فردی که درستکار است وپاکنیت نام گرفته است.

-مدرن:در داستان های مدرن هم نام،تا حدودی مثل داستان های کهن بسته به شخصیت فرد تعیین می شود اما عواملی نظیر مکان،زمان،نوع چهره،اخلاقیات،قد،وزن و…نیز در تعیین نام موثر واقع می شود.

-پست مدرن:در داستان های پست مدرن به نام شخص توجه آنچنانی نمی شود بلکه بیشتر عقاید و افکار شخصیت قابل توجه است و برای نام بردن وی به جای اسمی مشخص از مرده،زنه و…استفاده می شود.

 (موفق به صحبت با آقایان:کرمانی،یوسفی،آرین نشدیم و به شخص دیگری دسترسی نداشتیم.)

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:43  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

تفاوت تصویرگری با تصویرسازی

تصویر سازی آن است که شما برای یک متن داستانی سعی می نمایید تصویر خلق کنید به عبارت دیگر تصویری که برای متن داستانی کشیده می شود مکمل آن متن داستانی است .

در واقع وظیفه تصویرسازی کمک به خواننده برای درک بیشتر و هر چه بیشتر نزدیک شدن به داستان و روایت است . در تصویرسازی نباید عیناً همان چیزی که در متن نوشته شده تصویر شود بلکه تصویرساز باید آن قسمت هایی را که نویسنده ندیده است به او نشان دهد و این گونه است که می گوییم تصویر سازی مکمل داستان و یاری دهنده نویسنده است .

تصویرگری با تصویر سازی تفاوت دارد . تصویرگری شغلی است که در آن تصویرگر مطلبی یا متنی را تصویر می کند و در چهار چوب آن موضوع و مطلب نقش می سازد . همان طور که می بینید تصویرگری با تصویر سازی تفاوت بسیار دارد .

نویسنده و تصویرساز باید با هم یکی شوند و داستان را بسازند . تصویرساز بایستی با یک داستان زندگی کند کاملاً با آن درگیر شود تا بتواند رسالت خود را به انجام برساند .

متاسفانه در حال حاضر هیچ مرجع آموزشی به آموزش دقیق و درست تصویرسازی و تصویرگری نمی پردازد . البته تلاشهایی آغاز شده است که قابل تقدیر و تشکر است .

علاوه بر این هیچ کتاب کامل و جامعی در زمینه تصویرگری در دست نیست و در این زمینه تنها میتوان به مقالاتی اشاره کرد . که این خود جای تامل دارد .

با این وجود خوشبختانه چند سالی است که تصویرگران ایرانی در عرصه ادبیات کودک در نمایشگاه ها و جشنواره های بین المللی مقام های نخست را به خود اختصاص داده اند . ما برای همه تصویرگران و تصویرسازان ایرانی آرزوی موفقیت و بهروزی داریم .

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:42  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

دوستان عزیز سلام ؛ در این هفته می پردازیم به توضیح اولین سلاح نویسنده در جهت جذب مخاطب : نامشناسی .

انتخاب یک نام می تواند خواننده را جذب یا دفع کند . دایره ی بحث را کمی کوچکتر کرده و به نام شناسی ادبیات کودکان می پردازیم . نا گفته نماند بسیاری از مواردی که در ادامه می آید در ادبیات بزرگسال و نوجوان نیز کاربرد دارد !

برای انتخاب نام در آثار داستانی برای کودکان لازم است به چند عامل توجه گردد :

الف) پیوند درونی نام با موضوع ، درونمایه ، شخصیتها ، کنشها و نشانه های داستان ؛
نام داستان هر چقدر زیبا و جذاب باشد ؛ اگر با عناصر اصلی داستان پیوند نداشته یاشد ، ارزشی ندارد . نام اثر باید نشان از درون داستان داشته باشد و مخاطب احساس فریب خوردگی نکند .
نام های مناسب با توجه به عامل الف :
درخت بخشنده ( نام شخصیت ، موضوع )
من معذرت نمی خواهم ( درونمایه ، موضوع )

ب) درک ظرفیت ذهنی کودکان در انتخاب نام ؛
نویسنده باید به دایره واژگانی مخاطب توجه داشته باشد و نامی را انتخاب کند که کودک در نگاه اول معنی آن را بفهمد . نامهای با معنای پیچیده برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست . نکته ی دیگر آنکه لازم است نامهای آثار داستانی کودکان کوتاه باشد تا کودک بتواند آنرا در ذهنش بسپارد و هنگام بحث با دوستانش آن را بین کند .

پ) روانشناسی نام یا برانگیزاندن کنجکاوی مخاطب کودک و نوجوان ؛
روانشناسی نام یعنی تأثیر بر مخاطب و جلب توجه او به طرف داستان . به طور مثال داستان « جوجه اردک زشت » اثر همینگوی را در نظر بگیرید . نام جوجه اردک به تنهایی جذابیتی ندارد ، چرا که کودک با خود می گوید : « جوجه اردک را می شناسم پس چرا این کتاب را بخوانم ؟ »
آوردن صفت زشت بعد از کلمه ی جوجه اردک باعث تمایز جوجه اردک از سایر اردکها می شود و مخاطب کودک را جذب داستان می کند تا ببیند جوجه اردک زشت چگونه جوجه اردکی است !!

صفت زشت شخصیت داستان را معرفی می کند و علاوه بر آن نشان می دهد که مخاطب با کتاب علمی سر و کار ندارد .

بعضی نامها مخاطب را به یاد تجربه های خودش می اندازد و از این جهت مخاطب را جذب اثر می کند . به طور مثال ، کتاب من معذرت نمی خواهم ، مخاطب کودک را به یاد تجربه هایی که خود در برابر بزرگترها داشته است می اندازد و کودک ناخودآگاه جذب اثر می شود . نکته حائز اهمیت آنکه برانگیزاندن کنجکاوی با نزدیک شدن به زردگرایی فاصله ی نامحسوسی دارد . استفاده از نامهایی مانند آنچه آقایان نباید بدانند و یا خانمها نخوانند جزء نامها و تیترهایی است که مجلات زرد برای جذب مخاطب استفاده می کنند و مخاطب در آخر احساس فریب خوردگی می کند .

ت) روانی و زیبایی نام ؛
لازم است نام انتخابی برای آثار داستانی کودکان روان باشند و دارای تلفظ سخت نباشد . استفاده از نامهای زیبا مثل نام گلها و میوه ها ی خوش رنگ و بو ، در ذهن مخاطب کودک تداعی کننده ی ارزش زیبایی شناختی ادبیات هستند و در ذهنشان باقی خواهد ماند . استفاده از نامهای آهنگین و یا موزون نظر مخاطب را جلب می کند . مانند :  نگاه به ماه ، آوازِباز ، راه و چاه .
ث) رمزگونگی و یا ایهام در انتخاب نام ؛
اگر چه در انتخاب داستان برای آثار داستانی کودکان باید از نامهای پیچیده پرهیز کرد اما نام های سیاه نیز جذابیتی برای مخاطب کودک نخواهد داشت . از این رو تا اندازه ای ایهام و رمزگونگی برای این آثار لازم به نظر می رسد تا ذهن مخاطب کودک را درگیر کند .

ج) اقتصاد کتاب ؛
از آنجا که هر داستان برای پیوند با خوانندگان باید منتشر شود ، نام خوب و جا افتاده برای جلب توجه و نظر مساعد ناشران لازم می باشد . البته این حرف ، به معنای فراموش کردن سایر عوامل در انتخاب نام نمی باشد .

- در ادبیات داستانی کودکان ، نام به صورتهای گوناگونی شکل می گیرد :

1-        نامهای پرسشی : به صورت جمله های پرسشی ؛
                     مثال : بادبادک کجا می روی ؟

2-        نامهای تعجبی : همراه به علامت تعجب ؛
                    مثال : عجب اشتباهی !

3-        نامهای خبری : خبر از حادثه ، شخصیت و یا نشانه و کنش ؛
                    مثال : موج بزرگ ، باغ وحش آسمان

در ارتباط با عناصر ساختار ی داستان ، نامها به صورتهای گوناگون انتخاب می شوند :

1-      خبر دادن از کشمکش اصلی داستان ؛ مثال : جنگ بزرگ .

2-      ترکیبی از کشمکش و نشانه ی مکانی ؛ مثال : مرگ در دریا .

3-      نام شخصبت اصلی ؛ مثال : مومو
نام شخصیتهای واقعی ؛ مثال : اسکندر

4-      مهمترین نشانه ی مکانی داستان ؛ مثال : جنگل شوم .

5-      نشانه ی زمانی ؛ مثال : شب بی پایان

6-      نشانه ی فیزیکی ؛ مثال : ماهی سیاه کوچولو .

7-      در پیوند با موضوع و درونمایه ؛ مثال : من معذرت نمی خواهم !

8-      نشانه ای از حالت روحی ، روانی شخصیت ؛ مثال : روباه با هوش .

9-      دورانی از زندگی شخصیت اصلی ؛ مثال : روزهای جنگ .

10-   نامِ مَثَل یا حکایت ؛ مثال : اگر تو کلاغی ؛ من بچه کلاغم .

11-   خبر دادن از وضعیت زیستی شخصیت ؛ مثال : پنگوئن تنها .

12-   ترکیبی از نشانه ی مکانی و شخصیت ؛ مثال : آبگیر لاک پشت تنها .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:40  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

نقد تاریخی

 

منتقدین پیرو نقد تاریخی در نقد اثر ، حوادث تاریخی را برای توجیح و تبیین کیفیت و ارزش آثار ادبی لازم می دانند . فی الواقع نقد تاریخی وسیلۀ تحقیق در تاریخ ادبیات به حساب می اید .تاریخ ادبیات به دلیل آنکه معرف اوضاع و احوال و شرایط اجتماعی هر ملتی است از اهمیت بسزایی برخوردار است.به یاد داشته باشیم نقد و تحقیق در ادبیات را نباید منحصراً به وسیلۀ طریقۀ تاریخی میسر و کافی دانست زیرا آنچه در آثار زیبای هنری مورد توجه منتقد می باشد صرفاً جنبۀ تاریخی آنها نیست.

در شناخت شعر و ادب مانند آثار زیبا نقد تاریخی هر چند لازم و مفید است اما کافی نیست .کسانی هم که سعی کرده اند از روی تاریخ ، آثار شاعران و نویسندگان را نقد و تحلیل کنند ، در واقع علیرغم ادعای خود کاری جز این نکرده اند که به اوضاع و احوال و حیات نویسنده و شاعر پرده ای از تاثرات و عواطف خویش بیفکنند .عواطف وتاثراتی که صرفاً زادۀ مطالعۀ آثار شاعران و نویسندگان می باشد .نویسندگان تاریخ ادبیات اگر شاعر و هنرمندی را که از او سخن می گویند دوست داشته باشند ، زندگی و احوال او را تحت تاثیر عواطف و افکاری که آثار او به آنان القا کرده ، شریف و نجیب و عالی معرفی می کنند و اگر از او نفرت داشته باشند حیات او را ، در ارتباط با آثارش چنان وصف می کنند که پست و حقیر و بی رونق جلوه کند .

نقد ادبی اگر فقط مبتنی بر روش تاریخی باشد ، ناقص و فاقد جنبۀ علمی است .اگر برای شناسایی شخصیت بشری شاعر از تاریخ بتوان نتیجه و کمک گرفت برای نقد و شناخت آثار هنری او به ویژه برای معرفت شاهکارها ، تاریخ سنجشی نارساست ."دراگو میرسکو " محقق و منتقد معاصر و استاد دانشگاه بخارست می گوید : " روش تاریخی ای که می خواهد مفهوم و معنی شاهکارهای هنری را روشن کند ، در واقع آنرا ضایع می کند و همین نکته نشان می دهد که این روش برای تحقیق در ادبیات تا چه حد نارسا و ناقص است."

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:35  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:31  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

در این شماره از زیر ذره بین به نقد و بررسی داستان عروسک کوکی از خانم لاله جعفری می پردازیم که در ماهنامه ی شاهد کودک شماره ی 22 ، آبان 1386 به چاپ رسیده است .
خلاصه ی داستان این است که پای عروسک کوکی روی پوست موز می رود و می افتاد و کوکش خراب می شود و نمی تواند راه برود . پوست موز در ابتدا عروسک کوکی را مسخره می کند ولی زمانی که متوجه می شود کوک عروسک کوکی خراب شده چکش را صدا می کند . چکش سوار ماشین می شود و می آید کوک عروسک کوکی را درست می کند . سپس پوست موز با ماشین به سطل آشغال و عروسک کوکی به پیش دختر کوچولو می رود ، روی دختر را می اندازد و در کنارش می خوابد .

نام داستان ، عروسک کوکی ، اسم ساده و روانی است اما جذابیت لازم را برای مخاطب ندارد . کودک هیچ مشخصه ی خاصی در عروسک کوکی نمی بیند تا به خواندن داستان علاقه مند شود .

داستان دارای پایداری اولیه ( مرتب بودن اوضاع ) ، ناپایداری ( افتادن و خراب شدن عروسک کوکی ) و پایداری ثانویه ( پشیمانی پوست موز و خوب شدن کوک عروسک کوکی به کمک پوست موز و به دست چکش ) می باشد اما پایان آن مناسب کودکان نمی باشد . پوست موز در پایان داستان به گونه ای به سطل آشغال می رود که انگار می خواهد خودش را از بقیه دور کند . پایان غم انگیز و تیره و تار مناسب کودکان نیست .

شخصبت پردازی اثر ، ضعیف می باشد . در ابتدای داستان وقتی که پای عروسک بر روی پوست موز می رود ، پوست موز غش غش می خندد گویی که انگار برای عروسک پشت پا گرفته است . در واقع پوست موز هم باید از رفتم پای عروسک بر روی تنش دردش بگیرد نه اینکه بزند زیر خنده !!!
آوردن ماشین در داستان هیچ لزومی ندارد و همینطور دختر کوچولو ، به روند داستان کمکی نمی کند .

اثر نثر روانی دارد که به راحتی مخاطب کودک را با خود همراه می سازد .

نکته ی پایانی آنکه نویسنده در یک دیالوگ ، دیالوگ قبلی را نادیده می گیرد که البته این نکته از نگاه نکته سنج مخاطب کودک پنهان نخواهد ماند : عروسک کوکی وقتی به زمین می خورد داد می زند : « آی پام ، آخ دستم ! » اما در ادامه می گوید : « اوخ شدم ، کوکم اوخ شده ! » به نظر می رسد عروسک کوکی در رابطه با بیان درد خود دچار مشکل می باشد .

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:24  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

من یک کودک تنها هستم.من تنها زندگی می کنم.من تنها بازی می کنم.من تنها فکر می کنم.من تنها غذا می خورم.من تنها می خوابم.من تنها بیدار می شوم.من تنها خوشحالم.من تنها ناراحتم.من تنها یاد می گیرم.من تنها بزرگ می شوم.من از تنهایی لذت می برم.تا که به دنیا میآیم.

 

پیمان برآبادی

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:22  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

فقر

 

از رنجی خسته ام که از آن من نیست

بر خاکی نشسته ام که از آن من نیست

 

با نامی زیسته ام که از آن من نسیت

از دردی گرستهام که از آن من نیست

 

از لذتی جان گرفته ام که از آن من نیست

به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست

 

 

احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:21  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

درودتان را نشنیدیم ... آها حال بهتر شد ... ما نیز به شما درود می فرستیم ... چندی پیش افتخار داده مشغول درد دل با دختر آفتاب بودیم . وی را خطاب دادیم ای دوشیزه ی گرانقدر ما حالمان بس پریشان است . احساسمان بر این است که همه ی دوستانمان به خاطر ثروت ما دورمان جمع گشته اند . در این که ما شخصیتی دوست داشتنی هستیم ، هیچ شکی نیست اما در بعضی مواقع احساس می کنیم که اگر این ثروت را از دست بدهیم در چشم بر هم زدنی دوستان نیز ما را ترک خواهند کرد . گمان می بریم که اینها مگس هایی هستند به گرد شیرینی و چون شهد شیرین ما به اتمام رسد به سراغ شیرینی دیگری خواهند رفت !! چرا که به تازگی هر که ما را می بیند از ما درخواست پول می کند . این موضوع ذهن گرانقدر ما را مشوّش ساخته است .

سکوت کرد و ما ادامه دایم ... نکته ی دیگری نیز هست ... پسرعمو زاده مان ... پسر عمو زاده مان شاه قلی خان ... به تازگی در هر مجلسی که می نشینیم وجود مبارک ما را با آن دلقکِ شاه نما ( !! ) مورد مقایسه قرار می دهند . یک بار یکی از شاهان در آمد که شما نیز مانند پسر عمو زاده تان زیبا هستید ... ما اگر ، هم شکل آن مرد فیل نما ( !! ) بودیم در دم دستور می دادیم ما را گردن زنند !! این موضوع که دائم ما را با وی مقایسه می کنند خونمان را به جوش می آورد . حال می گویید چه باید کرد ؟؟

ما را نگاهی انداخت ؛ خمیازه ای کشید و گفت : « والا حضرتا ما پاسخی برای سوال شما نداریم ... اما ما برای گرفتن مقداری پول نزد شما آمده ایم !!! »

عصبانی شدیم و فریاد زدیم : « شما هم ؟؟ »

برآمد : « واه ... شما خیلی زود عصبانی می شوید ها ؛ پسر عموزاده تان ، شاه قلی خان ، خیلی از شما خوش اخلاق تر است . واقعاٌ که ... »

دیگر متوجه حرفهایش نمی شدیم ... صورتمان قرمز شده بود و برای اینکه دستمان به خون یک ضعیفه نخورد از سرسرا بیرون رفتیم !!!

شاه تقی خان دُرگو

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:18  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

اسکندر رومی را پرسیدند : دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی که ملوک پیشین خزاین و عمروملک ولشکر بیش ازین بوده است و ایشان را چنین فتحی میسر نشده؟!

گفتا : به عون خدای-عزوجل-هر مملکتی را که گرفتم رعیتش را نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم.

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:1  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

کتاب نوجوانان ؛

" آیا آدم مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند ؟ "

رمانی از نویسنده‌ی بزرگ علمی– تخیلی، فیلیپ کی.دیک است مترجم  آن سید محمد رضا باطنی می باشد . تصویرگری روی جلد آن به عهده ی بروس جنسن بوده و توسط  انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سال1385 در تیراژ 1000 نسخه و 300 صفحه به چاپ رسیده است نویسنده در کنار ماجراهای اصلی داستان خواننده را با دغدغه‌های روحی که برای شخصیت‌های این کتاب پیش می‌آید همراه می‌کند. آن چه در این کتاب موج می‌زند درگیری انسان عصر جدید با بحران هویت و احساس تنهایی عمیق است. در جامعه‌ای که جهان‌بینی‌ها و طبقه‌بندی‌های اجتماعی سابق برچیده شده‌اند دیگر حتا برتری انسان‌ها نیز زیر سؤال رفته است. در این کتاب حیوانات نقشی مهم در جامعه‌ی مانده‌ی زمینی دارند. بشر این عصر بحران‌زده نه تنها حیوانات را از نسخه‌های بازسازی شده‌ی خودش بالاتر می‌داند بلکه در برخی مواقع آن‌ها را در مقام مقایسه با خودش قرار می‌دهد. در این جامعه هر انسانی خود را موظف به نگهداری از حیوانی -از بین معدود حیوانات زنده مانده- می‌داند. و در صورتی که پول یا امکان خرید حیوانی واقعی را نداشته باشد، نمونه مصنوعی آن را که تفاوتی با نسخه‌ی اصلی ندارد نگه می‌دارد. در واقع نگهداری از حیوانات در این جامعه تبدیل به یکی از الزامات مذهبی شده‌است .

 


 

کتاب نطری ؛

در این شماره به معرفی کتاب " فن ترجمه " می پردازیم . این کتاب به کوشش علی جانزاده جمع آوری شده است . کتاب " فن ترجمه " از دیدگاه صاحبنظران و استادان ترجمه

استاد احمد آرام ، مجتبی مینوی ، دکتر پرویز ناتل خانلری ، دکتر طاهره صفارزاده ، دکتر مهدی درخشان ، احمد شاملو محمد قاضی ، بهاءالدین خرمشاهی ، دکتر غلامحسین حسین‌زاده ، فرزانه فرحزاد ابوالحسن نجفی ، کریم امامی ، رضا سید حسینی ، دکتر احمد احمدی ، صالح حسینی ، دکتر محمد جواد میمندی نژاد ، دکتر سعید حمیدیان ، دکتر هادی خراسانی ، محمد علی جمالزاده به بررسی و تحلیل ترجمه و مسائل پیرامون آن پرداخته است . این کتاب برای افراد گروه بررسی ترجمه شورا مطمیناً مفید و جالب خواهد بود .

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:26  توسط ماهنامه ی ویونا  |