سلام .موضوع مکتب خانه ی زنگ دوم این شماره مربوط می شود به راوی و زاویه ی روایت . بحث راوی ، بحث داغی است و بین نویسندگان مختلف ، اختلافاتی هم دیده می شود . از این رو اگر با قسمتی از این نوشته مخالف هستید ؛ پیشاپیش عذر خواهی این حقیر را پذیرا باشید .
راوی به شخصی که داستان را تعریف می کند ، گفته می شود و بسته به نوع زاویه ی دید آن به 5 گروه تقسیم می شود :
1- اول شخص مفرد ( من راوی ) :
در این شیوه ، از زاویه دید اول شخص استفاده می شود و نویسنده ، در حکم راوی داستان است . اگر راوی شخصیت اصلی باشد به آن « راوی – قهرمان » و اگر شخصیت فرعی باشد ؛ به آن « راوی – ناظر » گفته می شود .
توجه داشته باشید که اگر در داستانی با زاویه دید اول شخص ، راوی خودش را با « ما » مورد خطاب قرار دهد به این معنا نیست که راوی ، اول شخص جمع شده است . این رفتار را باید در شخصیت پردازی اثر جست و جو کرد چرا که شاید جزء ویژگیهای رفتاری شخصیت باشد مانند : شخصیت شاهان درباری و یا بچه های مدرسه ای .
رمان های مشهور با زاویه دید اول شخص مفرد ( من راوی ) :
- دیوید کاپر فیلد اثر چارلز دیکنز ؛
- هاکلبری فین اثر مارک تواین ؛
2- سوم شخص مفرد ( دانای کل ) :
در این شیوه از زاویه دید سوم شخص مفرد استفاده می شود و نویسنده چون گوینده ای ، رفتار و اعمال شخصیتهای داستان را به خواننده گزارش می دهد و وضعیت و موقعیت و چگونگی زمان و مکان را تصویر می کند . این شیوه با توجه به ویژگیهایش به سه دسته تقسیم می شود :
الف ) دانای کل نامحدود ( مطلق ) : دانای کل نامحدود حالتی خداگونه دارد و به قالب شخصیتهای داستان می رود و با ذهنیت آنها نسبت به شخصیتهای دیگر و اوضاع و احوال حاکم بر داستان داوری می کند .
رمانهای مشهور با زاویه دانای کل نامحدود :
- شوهر آهو خانم اثر علی محمد افعانی ؛
- کلیدر اثر محمود دولت آبادی ؛
ب ) دانای کل محدود :
در این شیوه ، دانای کل محدود شده و حالت خداگونه ی خود را از دست می دهد . دانیا کل محدود به قالب همه ی شخصیت های داستان نمی رود بلکه یکی از شخصیتها را انتخاب کرده و از زاویه دید آن شخصیت ، به شخصیتهای دیگر داستان نگاه می کند و اعمال و رفتار آنها را مورد قضاوت قرار می دهد .
رمانهای مشهور با زاویه دید دانای کل محدود :
پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی
سووشون اثر سیمین دانشور ( منهای فصل شش ، هشت ، هفده )
پ ) زاویه دید نمایشی :
در این شیوه ، نویسنده از ذهن شخصیتهای داستان بیرون می رود و نمی تواند به تشریح فکر و ویژگیهای روانی شخصیتها بپردازد و فقط در مورد اعمال و رفتارهای بیرونی آنها است که دانای کل می باشد و می تواند هر جا که چیزی اتفاق می افتاد را به خواننده بگوید .
رمانهای مشهور با زاویه دید نمایشی :
آدمکش ها اثر ارنست همینگوی
یک گوشه ی پاک و روشن اثر ارنست همینگوی
3- روایتِ نامه ای ( مکاتبه ای ) :
در این شیوه ، داستان بر اساس مجموعه ی نامه هایی شکل گرفته است . این نامه ها می تواند یک طرفه ( از شخص خاصی به مخاطب یا مخاطبهایی ) یا دوطرفه باشد و یا نامه هایی باشد میان چند نفر که مجموعه ی آنها ، قالب و معنای داستان را شکل می دهد .
رمانهای مشهور با زاویه دید روایتِ نامه ای :
- آن سوی دیوار اثر م.ا.به آذین ؛
4- روایتِ بادداشت گونه :
در این شیوه ، داستان بر اساس مجموعه یادداشتهای روزانه یا هفتگی یکی از شخصیتها شکل می گیرد . تفاوت این شیوه با روایت نامه ای در این است که در روایت نامه ای فرد یا افراد خاصی مورد نظر هستند .
رمانهای مشهور با زاویه دید روایتِ یادداشت گونه :
- تهوع اثر ژان پل سارتر؛
- بیگانه اثر آلبر کامو ؛
5- تک گویی :
تک گویی صحبت یک نفره ای است که ممکن است مخاطب داشته باشد یا نداشته باشد . این شیوه ، با توجه به ویژگیهای آن به سه دسته تقسیم می شود :
الف ) تک گویی درونی :
در شیوه ی تک گویی درونی ، صحبت ها به زبان نمی آید بلکه در ذهن شخصیت یا شخصیتهای داستان جاری است . تک گویی درونی به زمان نا مشخصی اشاره دارد .
رمانهای مشهور با زاویه دید تک گویی درونی :
- خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر ؛
- خانم دالووری اثر ویرجینیا وولف ؛
ب ) تک گویی نمایشی ؛
در تک گویی نمایشی یز خلاف تک گویی درونی ، کسی مخاطب قرار می گیرد . در واقع در این شیوه ، کسی با صدای بلند با کس دیگری حرف می زند و دلیل خاصی برای گفتن موضوع خاصی به مخاطب خاصی دارد .
رمانهای مشهور با زاویه دید تک گویی نمایشی :
- سقوط اثر آلبر کامو ؛
- حرف و سکوت اثر محمود کیانوش ؛
پ ) حدیث نفس ( خودگویی ) :
حدیث نفس ، حرف زدن با خود است که طی آن ، شخصیت افکار و احساسات خود را به زبان می آورد . تفاوت حدیث نفس با تک گویی درونی در این است که در تک گویی درونی ، گفته ها در ذهن می گذرد ولی در حدیث نفس صحبتها با صدای بلند گفته می شود . تفاوت حدیث نفس با تک گویی نمایشی ، در مخاطب است . حدیث نفس مخاطبی ندارد ؛ حال آنکه ، همانطور که گفته شد ، تک گویی نمایشی مخاطب دارد . حدیث نفس بخشی از اثر را در بر می گیرد .
رمانهای مشهور با زاویه دید حدیث نفس :
خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر ( بخشی از کار )
بررسی اجمالی ویژگیها :
|
تک گویی درونی |
درونی – بدون مخاطب |
|
تک گویی نمایشی |
بیرونی – مخاطب |
|
حدیث نفس |
بیرونی – بدون مخاطب |
توجه ویژه : عده ای موارد 3 و 4 و 5 را زیر مجموعه ی زاویه دید اول شخص مفرد ( من راوی ) می دانند . این حرف با توجه به اینکه در موارد 3 و 4 و 5 ، یک من داستان را تعریف می کند ، دور از منطق نیست .
نکته ی پایانی آنکه عبارتی مانند : « تو می روی . خسته می روی . تنها می روی . » ؛ به معنای راوی دوم شخص نیست . اگر مخاطب این جملات خود نویسنده باشد ؛ راوی درای زاویه دید تک گویی خواهد بود و اگر خطاب فرد دیگری باشد ، راوی دارای زاویه دید اول شخص خواهد بود . ناگفته نماند که این نوع زاویه دید در دل روایتِ نامه ای هم ممکن است دیده شود .