تبليغاتX
ماهنامه ی ویونا

ماهنامه ی ویونا

ماهنامه فرهنگی ادبی کمیته ی ویونا زیر نظر شورای کتاب کودک

 

 

 

سلام بر اهالی کوچه باغ شورای کتاب کودک

پيش از هر چيز هفدهم آبان ، دهمين سالروز درگذشت پدر داستان نويسي جديد فارسي ايران استاد محمد علي جمالزاده را به همه ي ايرانيان و فارسي دوستان و داستان خوانان و شما شوراييان  عزيز تسليت عرض مي كنيم .

هفدهم آبان همچنين روز درگذشت فضل الله مهتدي ملقب به صبحي نخستين قصه گوي ظهر جمعه نيز هست . روح هر دو اين بزرگواران عرصه ادب و فرهنگ شاد و يادشان گرامي باد .

به همين بهانه در بخش با پديدآورندگان اين شماره با زندگي نامه استاد جمالزاده آشنا مي شويم ؛ كسي كه در عرصه داستان نويسي كشورمان تحولي پديد آورد و به همين سبب او را پدر داستان نويسي ايران خوانده اند .

همچنين يك مقاله مفصل در رابطه با راوي و يك مقاله درباره تاريخچه تصويرگري در ايران را برايتان آماده كرده ايم .

راستي ويونا اقدام به برگزاري يك نظرسنجي از شوراييان عزيز كرده تا بر اساس اين نظرسنجي تصميماتي اساسي بگيرد ، بي شك نظرات شما راهنما و هدايتگر ما خواهد بود براي شركت در اين نظرسنجي به سركار خانم عرشي ( دفتر دار ) مراجعه نماييد . از حسن توجه شما عاليجنابان سپاس گذاريم.

 

 

والسلام

قاصدک 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:52  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

زاویه دید در داستان به چه شکل هایی وجود دارد؟

خانم حاجی میر:در گروهی از داستان های کوتاه از زاویه دید اول شخص استفاده می شود و نویسنده همان راویست.گروه دوم داستان هایی است که از زاویه دید سوم شخص استفاده شده و نویسنده شخصیت داستان را گذارش می کند که در واقع نویسنده نقش دانای کل را دارد.

آقای...:در کل 5گروه در داستان وجود دارد.1-زاویه دید آن ار اول شخص است.2-زاویه دید از نظر یکی از شخصیت های داستان است.3-نامه ای است که به مکاتبه ای یا روایت نامه معروف است.4-یادداشت گونه است که روزانه یا هفتگی نوشته شده و5-تک گویی است که تنها یک نفر آن را روایت می کند.

(در این شماره و در مورد این سوال از دوستان زیادی نظر خواهی شد اما متاسفانه یا خوشبختانه دوستان حاضر به پاسخ گویی نشدند و درواقع به گونه ای رسمی مارا سرکار گذاشتندو برای حفظ آبروقول و قسم و...تا اسمشان در این جا ذکر نشود.با تشکر از عزیزانی که مارا در این امر یاری می کنند.)

ساقی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:49  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

آدمیزاد از هزاران سال پیش می دانسته كه می تواند به كمك ابزار تصویر بسیاری از مفاهیم را خوب و خوبتر منتقل كند. مفاهیمی كه واژه هایی برای آنها وجود نداشته و اگر داشته، رسایی كافی نداشته است.
حتی به یاری واژه های متعدد توصیفی و قیدی، قدیمی ترین خطها، تصویرهایی بوده كه انسانها برای ارسال پیام و بیان مقاصد و اهداف ونظرات، یا بیان عواطف و احساسات خود، بر دیواره های غارها، تنه درختان، یا بر سنگها تصویر می كردند. سایت آموزش و پرورش استان خراسان پیرامون تاریخچه این هنر مقاله ای را به نشر رسانده است كه گزیده ای از آن در ادامه می آید.
تصویرسازی در طول تاریخ چیزی جز روایت گری تصویری یا داستان پردازی تصویری نبوده است. اما شروع داستان سرایی به صورت مكتوب خود با آغاز تمدن های اسطوره ای و پیدایش اشكال خطوط نوشتاری (كه قدیمی ترین آنها خطوط تصویری مانند خط هیروگلیف مصری و خطوط میخی باستان از قبیل خط سومری و عیلامی) بوده است كه به كمك آنها افسانه های اساطیری در كتیبه های سنگی و مهرها یا پاپیروس نوشته می شد.
در خلال تمام آن تصاویر داستانهایی در مورد خلقت جهان و انسان، نیروهای مافوق طبیعی و راز تولد ومرگ و جهان ماورا موجود بودكه در پلانهای داستانی به هم مربوط می شدند. هنر تصویرسازی قبل از پیدایش خط در دوران پارینه سنگی و میان سنگی در نمونه هایی مثل نقاشی غارها مثل غارهای لاسكو و التامیرا و غار میرملاس در لرستان چیزی جز نقاشی جادویی نبوده است.
در آن دوران نقوش در ارتباط با انتقال جادویی قدرتهای مرموز جهان طبیعت به درون زندگی جمعی انسانها در موقع شكار برای سیطره بر قدرت حیوانات در مواقع دیگر به همراه مراسم و رقصهای آیینی به منظور چیرگی بر قدرتهای تخریب گر طبیعت با ظاهر كردن باران و امثالهم به تصویر كشیده می شدند.سپس به تدریج در دوران نوسنگی با به وجود آمدن كشاورزی و دامپروری و ظهور هسته های اولیه زندگی اجتماعی انسان در شهرها و توتم های افسانه ای (علامتهای مقدس) و حماسه ها شكل می گیرندو تصویرسازی به همراه متون كتابهای مقدس (مانند انجیل عهد عتیق و انجیل عهد جدید) وسیله ای می شود برای بازگو كردن روایتهای مذهبی و داستانهای پیامبران و مردمان هم عصر آنها و تجسم چهره های ادیسه و فرشتگان و رویارویی نیروهای خیر و شر.
در مشرق زمین مثلاً در سرزمین چین تصویرسازی بازگویی نمادین گونه نقوش بود و به تدریج تحت تأثیر تعلیمات فرزانگانی چون كنفسیوس و لائوتسه پس از دورانها تصویرسازی حكایتی اندرزگونه و پرداختی شاعرانه از پدیده های طبیعی می شود.
در سرزمین ایران در سنت نقاشی مینیاتور پس از دوره عباسی (مكتب بین المللی عباسی) سلجوقی (مكتب سلجوقی تا دوره تیموریان مكتب هرات) و سپس آغاز عصر نوین در عهد صفویه (مكتب تبریز و قزوین و اصفهان) نقوش تصویری روایی (دارای محتوی داستان) راوی قصص و حكایتهای منظوم شعرگونه بوده اند.
آثار منظومی چون مقامات حریری ورقه و گلشاه، كلیله و دمنه و دیوانهای اشعار چون شاهنامه و داستانهای عاشقانه در منظومه هایی مثل خمسه نظامی كه در این ها تصاویر بیانگر مضامین داستانی موجود در اشعار هستند. سپس در دوره صد ساله اخیر تصویرسازی معاصر در سبكهای قهوه خانه ای و سقاخانه ای دیگر بار داستانهای حماسی شاهنامه در پرده سازی و حكایت های مذهبی مانند داستانهای مربوط به واقعه كربلا به تصویر كشیده شدند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:46  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

سلام .موضوع مکتب خانه ی زنگ دوم این شماره مربوط می شود به راوی و زاویه ی روایت . بحث راوی ، بحث داغی است و بین نویسندگان مختلف ، اختلافاتی هم دیده  می شود . از این رو اگر با قسمتی از این نوشته مخالف هستید ؛ پیشاپیش عذر خواهی این حقیر را پذیرا باشید .

راوی به شخصی که داستان را تعریف می کند ، گفته می شود و بسته به نوع زاویه ی دید آن به 5 گروه تقسیم می شود :

1-       اول شخص مفرد ( من راوی ) :
در این شیوه ، از زاویه دید اول شخص استفاده می شود و نویسنده ، در حکم راوی داستان است . اگر راوی شخصیت اصلی باشد به آن « راوی – قهرمان » و اگر شخصیت فرعی باشد ؛ به آن « راوی – ناظر » گفته می شود .
توجه داشته باشید که اگر در داستانی با زاویه دید اول شخص ، راوی خودش را با « ما » مورد خطاب قرار دهد به این معنا نیست که راوی ، اول شخص جمع شده است . این رفتار را باید در شخصیت پردازی اثر جست و جو کرد چرا که شاید جزء ویژگیهای رفتاری شخصیت باشد مانند : شخصیت شاهان درباری و یا بچه های مدرسه ای .
رمان های مشهور با زاویه دید اول شخص مفرد ( من راوی ) :
- دیوید کاپر فیلد اثر چارلز دیکنز ؛
- هاکلبری فین اثر مارک تواین ؛

2-       سوم شخص مفرد ( دانای کل ) :
در این شیوه از زاویه دید سوم شخص مفرد استفاده می شود و نویسنده چون گوینده ای ، رفتار و اعمال شخصیتهای داستان را به خواننده گزارش می دهد و وضعیت و موقعیت و چگونگی زمان و مکان را تصویر می کند . این شیوه با توجه به ویژگیهایش به سه دسته تقسیم می شود :
الف ) دانای کل نامحدود ( مطلق ) : دانای کل نامحدود حالتی خداگونه دارد و به قالب شخصیتهای داستان می رود و با ذهنیت آنها نسبت به شخصیتهای دیگر و اوضاع و احوال حاکم بر داستان داوری می کند .
رمانهای مشهور با زاویه دانای کل نامحدود :
- شوهر آهو خانم اثر علی محمد افعانی ؛
- کلیدر اثر محمود دولت آبادی ؛
ب ) دانای کل محدود :
در این شیوه ، دانای کل محدود شده و حالت خداگونه ی خود را از دست می دهد . دانیا کل محدود به قالب همه ی شخصیت های داستان نمی رود بلکه یکی از شخصیتها را انتخاب کرده و از زاویه دید آن شخصیت ، به شخصیتهای دیگر داستان نگاه می کند و اعمال و رفتار آنها را مورد قضاوت قرار می دهد .
رمانهای مشهور با زاویه دید دانای کل محدود :
پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی
سووشون اثر سیمین دانشور ( منهای فصل شش ، هشت ، هفده )
پ ) زاویه دید نمایشی :
در این شیوه ، نویسنده از ذهن شخصیتهای داستان بیرون می رود و نمی تواند به تشریح فکر و ویژگیهای روانی شخصیتها بپردازد و فقط در مورد اعمال و رفتارهای بیرونی آنها است که دانای کل می باشد و می تواند هر جا که چیزی اتفاق می افتاد را به خواننده بگوید .
رمانهای مشهور با زاویه دید نمایشی :
آدمکش ها اثر ارنست همینگوی
یک گوشه ی پاک و روشن اثر ارنست همینگوی

3-       روایتِ نامه ای ( مکاتبه ای ) :
در این شیوه ، داستان بر اساس مجموعه ی نامه هایی شکل گرفته است . این نامه ها می تواند یک طرفه ( از شخص خاصی به مخاطب یا مخاطبهایی ) یا دوطرفه باشد و یا نامه هایی باشد میان چند نفر که مجموعه ی آنها ، قالب و معنای داستان را شکل می دهد .
رمانهای مشهور با زاویه دید روایتِ نامه ای :
- آن سوی دیوار اثر م.ا.به آذین ؛

4-       روایتِ بادداشت گونه :
در این شیوه ، داستان بر اساس مجموعه یادداشتهای روزانه یا هفتگی یکی از شخصیتها شکل می گیرد . تفاوت این شیوه با روایت نامه ای در این است که در روایت نامه ای فرد یا افراد خاصی مورد نظر هستند .
رمانهای مشهور با زاویه دید روایتِ یادداشت گونه :
- تهوع اثر ژان پل سارتر؛
- بیگانه اثر آلبر کامو ؛

5-       تک گویی :
تک گویی صحبت یک نفره ای است که ممکن است مخاطب داشته باشد یا نداشته باشد . این شیوه ، با توجه به ویژگیهای آن به سه دسته تقسیم می شود :
الف ) تک گویی درونی :
در شیوه ی تک گویی درونی ، صحبت ها به زبان نمی آید بلکه در ذهن شخصیت یا شخصیتهای داستان جاری است . تک گویی درونی به زمان نا مشخصی اشاره دارد .
رمانهای مشهور با زاویه دید تک گویی درونی :
- خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر ؛
- خانم دالووری اثر ویرجینیا وولف ؛
ب ) تک گویی نمایشی ؛
در تک گویی نمایشی یز خلاف تک گویی درونی ، کسی مخاطب قرار می گیرد . در واقع در این شیوه ، کسی با صدای بلند با کس دیگری حرف می زند و دلیل خاصی برای گفتن موضوع خاصی به مخاطب خاصی دارد .
رمانهای مشهور با زاویه دید تک گویی نمایشی :
- سقوط اثر آلبر کامو ؛
- حرف و سکوت اثر محمود کیانوش ؛
پ ) حدیث نفس ( خودگویی ) :
حدیث نفس ، حرف زدن با خود است که طی آن ، شخصیت افکار و احساسات خود را به زبان می آورد . تفاوت حدیث نفس با تک گویی درونی در این است که در تک گویی درونی ، گفته ها در ذهن می گذرد ولی در حدیث نفس صحبتها با صدای بلند گفته می شود . تفاوت حدیث نفس با تک گویی نمایشی ، در مخاطب است . حدیث نفس مخاطبی ندارد ؛ حال آنکه ، همانطور که گفته شد ، تک گویی نمایشی مخاطب دارد . حدیث نفس بخشی از اثر را در بر می گیرد .
رمانهای مشهور با زاویه دید حدیث نفس :
خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر ( بخشی از کار )

 

بررسی اجمالی ویژگیها :

تک گویی درونی

درونی – بدون مخاطب

تک گویی نمایشی

بیرونی – مخاطب

حدیث نفس

بیرونی – بدون مخاطب

 

توجه ویژه : عده ای موارد 3 و 4 و 5 را زیر مجموعه ی زاویه دید اول شخص مفرد ( من راوی ) می دانند . این حرف با توجه به اینکه در موارد 3 و 4 و 5 ، یک من داستان را تعریف می کند ، دور از منطق نیست .

 

نکته ی پایانی آنکه عبارتی مانند : « تو می روی . خسته می روی . تنها می روی . » ؛ به معنای راوی دوم شخص نیست . اگر مخاطب این جملات خود نویسنده باشد ؛ راوی درای زاویه دید تک گویی خواهد بود و اگر خطاب فرد دیگری باشد ، راوی دارای زاویه دید اول شخص خواهد بود . ناگفته نماند که این نوع زاویه دید در دل روایتِ نامه ای هم ممکن است دیده شود .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:45  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

برخی از منتقدان در نقد ادبی متکی بر اصول روانشناختی اند و تلاش می کنند در حین نقد اثر جریان باطنی و احوال درونی شاعر یا نویسنده را ادراک و بیان نمایند. فی الواقع قدرت و توانایی تالیف و استعداد ترکیب ذوق و قریحۀ او را بسنجند ، نیروی عواطف و تخیلات او را محک بزنند و از این راه تاثیری را که محیط و جامعه و سنن و آنچه از گذشته به ارث گذاشته شده را در تکوین این جریانها مطالعه کنند و از این روش نوع فکر و سجایای روحی و ذوقی صاحب اثر را ارزیابی کنند .

این طریقۀ نقادی ابتدا مسالۀ مادۀ شعر و ادب را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد . این موضوع که شعر و ادب مانند تمام اقسام هنر پیش از هر مقوله ای عبارت است از ایجاد دنیایی تازه که روح و قلب انسان در آن شکفته می شود و در ایجاد و ابداع چنین دنیایی تمام قوای نفسانی هنرمند مداخله دارد ، امری است که اکثر فلاسفه و حکمایی که از اصول " کانت" پیروی کرده اند آنرا تایید کرده اند.

در نظر کانت که این حقیقت را برای بار اول به صورت علمی بیان کرده است ، شعر و هنرهای دیگر عبارت است از یک گونه فعالیت هماهنگ و متناسب با قوای نفسانی که به آزادی و بدون هیچ قیدی در عالم تصویر و تجسم انجام می پذیرد . از این روی می توان گفت که هنر از لحاظ روانشناختی عبارت است از تناسب و تعادلی بین قوۀ تخیل و قوۀ ادراک که در عین حال مطابقت شیئی خارج نیز با این دو قوه رعایت شده باشد . بنابراین هنر به طور عام و بویژه شعر و ادب عبارت است از تناسب و هماهنگی درونی و ذهنی که بین وسائط و قوای معرفت حاصل می شود و در ظرف احساس تجلی می یابد. شعور انسان نسبت به این هماهنگی موجد حکومت و قضاوت زیبایی شناختی است و همچنین حکومت و قضاوت است که هم مبدا لذات ناشی از مشاهدۀ هنری و هم منشا نقد و موازنۀ هنری و ادبی است .

از این جهت منتقدان توجه به ارزش روانشناختی را در فهم آثار ادبی بسیار مهم شمرده اند و آنرا کلید سایر انواع و اقسام نقد به شمار آورده اند . می توان گفت از نظر منتقد شعر و ادب عبارت از روانشناختی شاعر یا نویسنده است و شور و ذوق و احساس و تخیل او را که تحت تاثیر جذبه و الهام شعر قرار گرفته است بیان می کند .

در نقد روانشناختی سئوالی که مطرح می شود این است که ماهیت اثر چیست ؟ در نقد روانشناختی شعر دارای ماده و صورتی است . البته مادۀ شعر همان معنی و مضمونی است که اساس شعر به حساب می آید و صورت آن وزن و آهنگی است که شعر را از صورتهای دیگر سخن جدا می کند ، اما حقیقت مادۀ شعر چیست ؟ قدیمی ترین عقیده در این مورد پندار کسانی است که مادۀ شعر را تقلید دانسته اند . افلاطون گویا نخستین کسی است که این نظر را ارئه کرده ، وی شعر را تقلید طبیعت شمرده .

 

برگرفته از کتاب نقد ادبی دکتر عبدالحسین زرین کوب

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:42  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

دوستان عزیز سلام ؛ در این شماره تنوع به خرج داده و به نقد و بررسی داستانی می پردازیم تحت عنوان «ماجرای نجات یک هلی کوپتر » از آقای احمد عربلو که در ماهنامه ی فرهنگی – اجتماعی شاهد نوجوان ، آبان ماه 1386 ، دوره ی جدید شماره ی 31 ( پیاپی 392 ) به چاپ رسیده است .

خلاصه ی داستان از این قرار است :پسری که گزارشگر روزنامه دیواری مدرسه شان است ؛ می شنود که هاجر خانم ، یکی از پیرزنهای محل ، یک هلی کوپتر با چهار سرنشینش را از مرگ حتمی نجات داده است و جهت کسب آبرو برای روزنامه شان پیگیر ماجرا می شود تا گزارشی هیجان انگیز بنویسد .در ادامه توسط خود هاجر خانم متوجه می شود که آن قسمت از خبر که مربوط به نجات هلی کوپتر به دست هاجر خانم می شود ، شایعه ای بوده که توسط بچه های محل پخش شده است و هاجر خانم فقط در حال گذر از محل حادثه بوده است .

نام داستان ، « ماجرای نجات یک هلی کوپتر »، در عین طولانی بودن بسیار جذاب است و مخاطب را ترغیب به خواندن داستان می کند تا از ماجرا سر در بیاورد .

نثر اثر ، نثر روانی است و مخاطب را با خود همراه می سازد .البته در بعضی موارد ، استفاده از جملات ناهمگون به نثر ضربه زده است . جملاتی مثل : « خواب توی چشمان هاجر خانم دویده است . »

انتخواب راوی اول شخص مفرد (من راوی )در کار ، انتخواب هوشمندانه ای به نظر می رسد ؛ چرا که مخاطب همراه با شخصیت اصلی از حوادث آگاه می شود و در نتیجه پایان داستان ، مخاطب را شگفت زده می کند .

شخصیت پردازی مناسب کار ، پیرزن (هاجر خانم )را پیرزنی خاص ساخته و نویسنده با استفاده از عصا و نوع رفتار پیرزن ، طنز خوبی در داستان به وجود آورده است که مخاطب نوجوان را هر چه بیشتر ترغیب به خواندن می کند .

دغده ی شخصیت اصلی ( پسر )  این است که برای روزنامه شان با تهیه ی گزارش نجات هلی کوپتر توسط هاجر خانم ، کسب آبرو کند ؛ اما در پایان داستان ، زمانی که پسر متوجه می شود خبر نجات هلی کوپتر به دست هاجر خانم ، شایعه بوده انگار فراموش می کند که باید بابت این قضیه ناراحت شود و یا به دنبال گزاش دیگری بگردد !!!این موضوع ، فراموش شدن دغدغه ی شخصیت اصلی ، به داستان ضربه می زند .

نکته ی دیگر آنکه رعایت اصل ایجاز و اختصار بسیار مهم است .آوردن جملات اضافی باعث کندی ریتم می شود و مخاطب را دفع می کند . به نظر می رسد این داستان می تواند خیلی کوتاهتر از این شود و با این ترفند مخاطب بیشتری را جذب خود کند .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:40  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

در ژرفای جنگل درخت ها سر بر آسمان می سایند.از یک سرازیری بر گشتم تا آهوی نر دم سفیدی را نگاه کنم که با شکوه از روی تپه ای پرید.مادر بزرگ به این فصل از سال می گفت فصل شور آهوها.دیدن عبور یکی از آنهابه معنی این بود که باید به زودی سفر کنید.هنگام مه صبحگاهی،صدای شلیک تفنگ هارا شنیدم.فصل شکار آهوها آغاز شده بود.

آرکامبو/ساقی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:37  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

پباده روی در تونل

 

 

عشق را
بدون بزک می‌خواستیم
دنیا را بدون تفنگ
روی دیوارهای سیاه
گل سرخ نقاشی کردیم
رهگذران به ما خندیدند
به ما خندیدند رهگذران
ما فقط نگاه کردیم
جاده‌ها
دور شهر گره خورده بودند
در شهر ماندیم و پوسیدیم و خواندیم:
" قطاری که ما را از این جا نبرد
قطار نیست"

من یک پسر بد بودم،

 

رسول یونان

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:25  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید و نظر می کرد .سایر حکما از تاویل این فروماندند ؛ مگر درویشی که بجای آورد و گفت : هنوز نگرانست که ملکش باد گرانست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:12  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

کتاب نوجوانان ؛

سلاخ خانه شماره پنج یا جنگ صلیبی كودكان

نویسنده : كورت فونه‌گات جونیور . مترجم : علی اصغر بهرامی . ناشر: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان . اولین چاپ: 1969

یکی از آثار نویسنده‌ی پر فروش، کورت فونه‌گات . در این اثر، المان‌های ژانر علمی-تخیلی به همراه تجزیه و تحلیلی از وضعیت انسان از منظری غیر عادی با هم ترکیب شده، از سفر در زمان و از واقعه‌ی بمباران شهر درسدن آلمان در طی  جنگ جهانی دوم که فونه‌گات خود شاهد آن بود، به عنوان نقطه‌ی سرآغاز استفاده شده است تا داستان )جنگ صلیبی کودکان) نوشته شود.زمانی که این کتاب منتشر شد، هنوز خبر واقعه‌ی درسدن پخش نشده بود. این کتاب آگاهی نسبت به بمباران شهرها در طول جنگ جهانی دوم را افزایش داد .

در اواخر جنگ جهانی دوم، بیلی پیل گریم، به عنوان دستیار كشیش ارتش از آمریكا به صحنه نبرد اروپا می‌رود. عدم تجانس ظاهر، روحیه و رفتار بیلی با كاری كه وارد آن شده است در سرتاسر داستان نمود دارد. در تمام میدان نبرد حتی دست او به اسلحه نمی‌رسد و تنها با پایان یافتن جنگ و در میان ویرانه‌ها است كه می‌تواند هفت تیری به دست آورد به دلایلی که روشن نمی‌شود، بیلی استحکام خود در زمان را از دست می‌دهد بیلی پیل گریم مسافر زمان است. در طول داستان، خواننده با او و سفرهای زمانی‌اش همراه می‌شود و هر لحظه گوشه‌ای از ماجرا را می‌بیند. در واقع داستان چندین خط زمانی مختلف دارد كه همگی با هم و به صورت موازی پیش می‌روند.

نام رمان، «سلاخ خانه شماره پنج» از یک سلاخ خانه که بیلی پیل گریم به عنوان یک اسیر جنگی در شهر درسدن و در طی بمباران شهر، آن‌جا زندانی می‌شود، برگرفته شده است.

 

 


 

کتاب نظری ؛

مباني نقد ادبي

ويلفرد گرين. لي مورگان. ارل ليبر. جان ويلينگهم

 ترجمه از فرزانه طاهري

دنياي نقد ادبي نام هاي بسياري را در چند دهه ي اخير به همراه خود داشته است، نام هايي كه سنت بلند بالاي و قدر نقد ادبي در غرب را دنبال مي كردند، اين بار علمي تر و گسترده تر. كتاب حاضر يك اثر كلاسيك در زمينه ي نقد ادبي است كه براي سال ها جزو كتاب هاي درسي دبيرستان ها، كالج ها و دانشگاه هاي غرب بوده است. كتاب داراي شش فصل است. در پنج فصل، نيمه ي اول فصل به توضيح مطلب مي پردازد و در نيمه ي دوم مطلب در چهار اثر ادبي پياده مي شود: به معشوق عشوه سازش – يك شعر. هملت – يك نمايشنامه. گودمن براون جوان – يك داستان كوتاه. ماجرا هاي هاكلبري فين – يك رمان. و چنين پيش مي رود تا فصل ششم كه به توضيح چند مدل نقد جديد مي پردازد. در نسخه ي انگليسي افست ويرايش پنجم چند فصل تغيير كرده اند، به عنوان مثال نقد فمينيستي كه يك نقد زنده و روز جهان است يك فصل كامل را از آن خود ساخته است.

اين كتاب منبع غني اي براي گسترش علم و دانش ادبي هر خواننده ي مشتاقي مي باشد. كتابي كه مي تواند روشنگر باشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 9:5  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

سيد محمد علي جمالزاده ؛

سيد محمد علي جمالزاده در يكصد و شش سالگي در گذشت . زادنش به سال 1309 قمري در شهر اصفهان روي داد و مرگش روز هفدهم آبان 1376 در شهر ژنو – كنار درياچه لمان – فرا رسيد . پدرش سيد جمال الدين واعظ اصفهاني نام داشت . جمالزاده روزگاران كودكي را در اصفهان گذرانيد و چون از 10سالگي فراتر رفت گاهي پدرش او را به همراه خود مي برد و در همين دوره از حيات جمالزاده بود كه سيد جمال اقامت تهران را اختيار كرد و دو سه سالي بيش نگذشت كه فرزند خود را براي تحصيل به بيروت فرستاد . سن جمالزاده در اين اوقات از دوازده سال درگذشته بود . چند سالي دربيروت بود ولي چون متمايل به تحصيلات دانشگاهي اروپايي شد در سال 1910 قصد عزيمت به اروپا كرد . از راه مصر به فرانسه رفت . در آنجا به توصيه سفير ايران به لوزان سوئيس سفر كرد تا 1911 در لوزان بود و سپس به ديژون فرانسه آمد و ديپلم علم حقوق خود را از دانشگاه اين شهر گرفت . سپس در سال 1915 به دعوت مليّون ايراني مبارز عليه روس و انگليس به برلين رفت و تا سال 1930 در اين شهر زيست . پس از مدتي اقامت در برلين  به همكاري قلمي مجله كاوه و اداره امور آن دعوت شد و تا تعطيلي آن در مجله فعاليت مي كرد . پس از تعطيلي مجله كاوه به خدمت محلي در سفارت ايران در آمد و حدود هشت سال در اين كار بود تا اينكه از سال 1931به دفتر بين المللي كار وابسته به جامعه ملل پيوست و در سال 1956 بازنشسته شد و سپس از برلين به نروژ مهاجرت كرد و تا پايان عمر در اين شهر بود . شايد نادرست نباشد كه بگوييم او فقط 13 سال از عمر خود را در ايران بود و نود و چند سال ديگر را در بيرون از ايران به سر برد اما هميشه با عشق ايران زنده بود فارسي مي خواند و فارسي مي نوشت و پيوسته با دوستان خود در مكاتبه بود و هرچه تاليف يا تحقيق كرد و نوشت درباره ايران بود و اگر  درباره ايران هم نبود به فارسي و در راستاي گسترش معارف ايرانيان بود . جمالزاده فعاليت فكري و تحقيق را پيش از آن كه به داستان نويسي آوازه مند شود آغاز كرده بود . گنج شايگان پنج سال قبل از يكي بود يكي نبود منتشر شد . نويسندگي را با مجله كاوه آغاز كرد و پس از آنكه كاوه تعطيل شد به كمك جواناني كه در اروپا درس خوانده بودند شتافت و در مجله فرنگستان مشغول به كار شد با توقف انتشار فرنگستان به روزنامه هاي ايران رو كرد و در روزنامه هاي ايران آزاد ، شفق سرخ ، كوشش ، اطلاعات به چاپ نوشته هايي كه بيشتر اجتمكاعي بودند پرداخت تا اينكه مديري مجله علم و هنر را پذيرفت . پس از آن مجله هاي تعليم و تربيت ، مهر ، موسيقي محل نشر نوشته هاي فرهنگي ادبي بود . در سال هاي 1310 تا 1321 نوشته زيادي از او به چاپ نرسيد تنها در زمان جشن هزاره فردوسي منحصرا يك مقاله به عنوان ( نه اندر نه آمد سه اندر چهار ) از او در فردوسي نامه مهر چاپ شد در جشن هفتصد سالگي تاليف گلستان سعدي ، كتابچه اي با نام پند نامه سعدي منتشر كرد . پس از شهريور 1320 كه مجله هاي مختلف ماه نامه ادبي در ايران تاسيس شد . در غالب آن ها مقاله نوشت و داستان منتشر كرد . در سخن ، يغما ، راهنماي كتاب ، وحيد ، ارمغان ، هنر و مردم بيش از همه مقاله دارد . نوشته هاي جمالزاده را در شش گروه مي توان شناخت .

الف ) نگارش هاي پژوهشي؛ 9 اثر . ب ) نگارش هاي داستاني ؛ 15 اثر . ج ) نگارش هاي اجتماعي ، سياسي ؛ 5 اثر . د ) نگارش هاي ترجمه اي ؛ 12 اثر . ه ) نوشته هاي خاطراتي ؛ و ) نگارش هاي تفنّني ؛ 3 اثر . ز )انتقاد و معرفي كتاب .

جمالزاده در سال1355 ، طي مقاوله نامه اي كه با دانشگاه تهران امضا كرد ، قسمتي از كتاب هاي كتاب خانه خود را ، در سه مرحله ، به كتاب خانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران بخشيد . ضمنا اجازه داد كه زير نظر هيات امنايي ثلث مبلغ از حقوق تاليف كتاب هاي نوشته او صرف خريد كتاب براي همان كتابخانه بشود و ثلث ديگر به دانشجوياني كه مستحق كمك و علاقه مند به تحقيقات ادبي و تاريخي باشند ؛ داده شود و ثلثي از آن به يكي از موسسات خيريه در اصفهان .

جمالزاده زمستان 1376 در ژنو درگذشت . او پنجاه و سه سال پيش از آن در پايان كتاب سر و ته يك كرباس ، نوشت : ... خواب واپسين را در جوار زاينده رود دل نواز سر به دامان تخت فولاد مهمان نواز نهاده . ديده از هستي پر غنج و دلال و پر رنج و ملال بر بندم .

اما اي بسا آرزو كه خاك شده است . او به جاي آرميدن بر كناره ي زاينده رود كنار درياچه لمان به خاك رفت .يادش گرامي روحش شاد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 8:30  توسط ماهنامه ی ویونا  |