تبليغاتX
ماهنامه ی ویونا

ماهنامه ی ویونا

ماهنامه فرهنگی ادبی کمیته ی ویونا زیر نظر شورای کتاب کودک

سلام بر اهالی کوچه باغ شورای کتاب کودک

همانطور که می دانید ما از این شماره با دو هفته نامه ویونا در خدمت شما هستیم . اول از همه خبری داغ را به اطلاع شما دوستان عزیز می رسانم و آن مهم این است که ویونا دارای یک gmail  شده است به آدرس viouna86@gmail.com  و شما مي توانيد از اين طريق با ما ارتباط برقرار نماييد . ديگر آنكه در مكتب خانه زنگ اول اين شماره به معرفي مكان هايي پرداخته ایم که در طی ایام هفته در آن محل ها جلسات داستان خوانی و نقد و بررسی داستان انجام می شود . حتما سری به این مکان های فرهنگی بزنید .

دیگر آنکه از شماره بعد در بخش مکتب خانه زنگ اول در رابطه با تصویرگری و اصول آن خواهیم نوشت پس منتظر مقاله های همکاران ویونایی من در این بخش باشید . دیگر آنکه به تاریخ 26/7/86 گروه های کاری شورا ، گزارش سالانه خود را ارائه می دهند . این جلسه همراه با پذیرایی است !!!

و دیگر آنکه به تاریخ 10/8/86 شورا با همکاری موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان جشن نهاد کودکی را برگزار می نماید. برای اطلاعات بیشتر سری به بخش تازه های سایت شورا بزنید . و دیگر آنکه دوستان دوستتان داریم .

 

قاصدک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 9:1  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

موضوع داستان چه قدر بر روند داستان تاثیر دارد؟

آقای...(منتقد): تعدادی از نویسندگان آوردن واقعیات زندگی را در داستان هایشان بهتر می دانند اما برخی دیگر عکس حقیقت زندگی را مد نظر دارند،خواننده با توجه به موضوع یک داستان که بر اساس خلاصه ی آن تعریف شده است کتاب را انتخاب و در حین خواندن با توجه به موضوع آن انتظار دارد داستان در همان راستا پیشرفت کند.

خانم حاجی میر(برس ادبیات کهن): موضوع یعنی تمام حوادثی که با خلاقیت نویسنده باعث آفرینش یک داستان می شودو اثر مستقیم در طول داستان دارد.

(دیگر دوستان حاضر به پاسخ گویی نبودند.)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:57  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

دوستان عزیز سلام ؛ همانطور که می دانید ، معرفی مکتبهای ادبی در شماره ی قبل به پایان رسید .در این شماره به معرفی چهار جلسه ی داستان خوانی می پردازیم تا شما دوستان ، در صورت تمایل به این جلسات نیز سری بزنید .شرکت در جلسات معرفی شده برای عموم آزاد است . توضیح آنکه معرفی این چهار جلسه به معنای تأیید آنها نمی باشد .مژده می دهم که از شماره ی بعد در همین صفحه با مطالبی از همکارم خانم نژاده درباره ی تصویرگری در خدمتتان خواهیم بود .

1-       جلسات هفتگی شباویز ؛ این جلسات پنج شنبه ی هر هفته ، ساعت 9 صبح شروع و تا ساعت 13-14 ادامه دارد . سرکار خانم مشتاق مسئول جلسه هستند . محل برگزاری جلسات ، انتشارات شباویز واقع در میدان جمهوری – خ جمهوری – تقاطع باستان و جمهوری – ک نوری -  انتهای کوچه – جنب فروشگاه شباویز می باشد .

2-       جلسات هفتگی کانون ادبیات ؛ جلسات چهار شنبه ی هر هفته از ساعت 17 تا 19 برگزار می شود . جناب آقای محمد رضا گودرزی مسئول جلسات هستند .کانون ادبیات در خ مفتح – روبروی ورزشگاه شهید شیرودی – خ اردلان – پ 30 واقع می باشد .

3-       جلسات دو هفتگی انجمن نویسندگان کودکان و نوجوانان ؛ این جلسات هر دو هفته ، یکشنبه ها در ساعت 17 تا 19برگزار می شود .خانم لاله جعفری مسئولیت جلسات را به عهده دارند .همانطور که می دانید انجمن نویسندگان کودکان و نوجوانان در خ سمیه – بن بست پروانه – پ 4 واقع می باشد . برای اینکه متوجه بشوید کدام یکشنبه جلسه دارند  ، می توانید با این شماره تماس بگیرید : 88317755

4- جلسات ماهانه ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ؛ این جلسات اولین دوشنبه ی هر ماه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خ خالد استانبولی برگزار می شود .مسئول جلسات ، سرکار خانم سلیمانی می باشد و زمان جلسات از ساعت 16 تا 18 می باشد .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:55  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

دوستان و همراهان همیشگی ، سلام !

در این یادداشت ابتدا تعریفی از موضوع ارائه می دهیم و سپس به تقسیم بندی داستان بر اساس موضوع نگاهی می کنیم و در آخر به توضیح هر یک از موارد می پردازیم .

موضوع ؛

موضوع شامل حوادث و پدیده هایی است که داستان را می آفریند . به عبارت دیگر آنچه که داستان را می آفریند . به عبارت دیگر آنچه را که داستان تعریف می کند ، موضوع گویند . از این نظر ، می توان موضوع داستانها را به 5 دسته طبقه بندی کرد که بعضی از آنها خود به چند دسته تقسیم می شوند . این تقسیم بندی به شکل زیر است :

 

1-       داستانهای حادثه پردازانه ؛                    الف ) داستانهای حادثه پردازانه ی تام

                    ب ) داستانهای لطیفه وار

                            پ ) داستانهای لطیفه وار تیپیک

2-       داستانهای واقعی ؛

3-       داستانهای وهمناک ؛

4-       داستانهای خیال و وهم ( فاتزی ) ؛         الف ) داستانهای حادثه پردازانه ی تام

                    ب ) داستانهای لطیفه وار

                            پ ) داستانهای لطیفه وار تیپیک

5-       داستانهای واقع گرای جادویی ؛

 

1-       داستانهای حادثه پردازانه ؛ همانطور که از نام آن پیداست ، این نوع داستانها متکی بر حادثه می باشند . داستانهای حادثه پردازانه را می توان از لحاظ ارزش و نوع به سه دسته تقسیم کرد :

الف ) داستانهای حادثه پردازانه ی تام ؛

در این نوع داستانها اغلب نویسنده ، حادثه ی نادری را انتخاب می کند و ۀنرا محور داستان قرار می دهد . از آنجا که حادثه ی مذکور جهت افزایش جذابیت داستان برجسته می شود در نتیجه حقیقت مانندی ( باور پذیری ) دچار ضعف می شود و رابطه ی علت و معلولی حوادث ( پیرنگ ) به هم می خورد .موضوع این نوع داستانها به ظاهر منعکس کننده ی واقعیتی است اما این واقعیت سطحی است هر چن د که مخاطب را جذب خود می کند .

ب ) داستانهای لطیفه وار ؛

لطیفه روایت داستانی مفرح و کوتاهی درباره ی شخصی یا حادثه ای یا موقعیتی است که اساس آن بر پیوند حلقه های واقعی و تصادفی حادثه ای استوار می باشد .اگر چه موضوع این داستانها جالب و خواندنی است اما بر اثر دوباره خوانی قدرت و تأثیرش از بین می رود . معمولاً در این نوع داستانها پایانی غیر منتظره در انتظار مخاطب می باشد .

سه خصوصیت عمده ی ای نوع داستانها عبارت است از ؛

1-      حادثه ای اتفاقی و نادر محور داستان قرار می گیرد .

2-      فاقد پیرنگی محکم و استوار است .

3-      غالباً حرف و پیامی را ابلاغ نمی کند .

پ ) داستانهای لطیفه وار تیپیک ؛

این نوع داستانها دو ویژگی اول داستانهای لطیفه وار تیپیک ( یعنی قرار داشتن محور داستان بر حادثه ای نادر و نداشتن پیرنگی محکم و استوار ) را دارند اما از آنجا که حرف و پیامی برای گفتن دارند از داستانهای لطیفه وار جدا می شوند .

2-       داستانهای واقعی ؛ این نوع داستانها به جنبه هاب واقعی زندگی می پردازند و معمولاً حرفی و پیامی برای گفتن دارند . این  نوع داستانها تعریف کردنی نیست ؛ خواندنی است . خلاصه کردن آنها به گونه ای که تمام خصوصیتشان حفظ شود ناممکن است ، چرا که محتوای واقعی آنها اغلب در حرفها و پیامهایی است که گفته نشده است .

3-       داستانهای وهمناک ؛ در این داستانها واقیتهای عادی و طبیعی زندگی ، خشن و زشت و مبتذل جلوه می کند . بخش هایی از زندگی هم که مورد توجه قرار می گیرد ، چه از لحاظ کیفیت و چه از لحاظ شیوه ی توصیف ، مبهم و بیمارگونه است . در داستانهای وهمناک برای حوادث غیر عاددی ، توجیه روانشناختی ارائه می کنند . اغلب نویسندگان این نوع داستانها به نیروی بدی ، یعنی شر بنیادی که در طبیعت انسان وجود دارد ، معتقدند .

4-       داستانهای خیال و وهم ( فانتزی ) ؛ به آن دسته از آثار گفته می شود که با جهان واقعی اشیاء و اندیشه ارتباط کمی دارند و با دنیای خیالی پری ها ، جن ها ، دیوها و کوتوله ها ، غول ها و ... مرتبط می باشند . در داستانهای خیال و وهم برخلاف داستانهای وهمناک برای حوادث غیر عادی توجیه روانشناختی ارائه نمی کنند و حوادث غریب همانطور که هست ، حقیقتاً غیر واقعی و فوق طبیعی نشان داده می شود . البته این معنای از بین رفتن حقیقت مانندی ( باور پذیری ) نمی باشد . این نوع داستانها در سه دسته جداگانه قرار داده می شوند .

الف ) داستانهای علمی ؛

ادگار آلن پو را نخستین ابداع کننده ی داستانهای علمی می دانند اما داستانهای علمی با رمانهای ژول ورن شیوع بسیار یافت . اچ.جی.ولز از دیگر نویسندگان دایتانهای علمی بود که به نوعی رقیب ژول ورن به حساب می آمد .

داستانها علمی مشخصات خاصی دارند که در زیر آورده شده است :

1-       داستان علمی بهمعنای بیان صرف نظر نیست .

2-       شرح چگونگی وقوع پدیده ها در این نوع داستانها ، بسیار مهم است  .

3-       برون یابی دستاوردهای علمی موجود و تعمیم آنها از ویژگیهای بارز این نوع داستانها است .

4-       داستان علمی گریز به غیرممکن بر اساس منطق و امکانات علمی است .

5-       پدیده هایی که این نوع داستانها به شرح آنها می پردازند ، امکان پذیرند نه آنکه قطعی یا واقعی باشند .

6-       این نوع داستانها پیش بینی آینده نیستند .

ب ) داستانهای تمثیلی ؛

در این نوع داستانها ، درونمایه و خصلت و سیرت ، جانشین مفاهیم دیگر می شوند و از این لحاظ داستانهای تمثیلی دو بعد دارند ؛ بعدی که مورد نظر نویسنده است و بعدی که در آن درونمایه و خصلت و سیرت و ... مجسم می شود . لازم به ذکر است که شخصیتهای این نوع داستانها نشانه ای از ویژگی خاصی می شوند و به خودی خود ویژگی مذکور را دارا نمی باشند .

پ ) داستانهای نمادین و سوررئالیستی ؛

داستانی می تواند نمادین باشد که در آن مفهوم یا عقیده ای نماد چیز دیگر قرار گیرد . به عبارت دیگر داستان نمادین ، داستانی است که محتوای آن خواننده را به چیزی بیشتر از خودش راهنمایی می کند . داستانهای نمادین گاهی با داستانهای سور رئالیستی می آمیزد چرا که هر دو از جهانی صحبت می کنند که با راز ها و رویاها سرکار دارد .

5-   داستانهای واقع گرای جادویی ؛ در این نوع داستانها ، الگوهای واقه گرایی با خیال و رویا چنان با هم می آمیزد که خیالی ترین وقایع ، جلوه ای واقعی و طبیعی پیدا می کنند و خواننده ماجراهای آن را می پذیرد . در این نوع داستانها ، ترتیب توالی زمانی به هم می ریزد .از نویسندگان مطرح این نوع داستانها ، می توان به گابریل گارسیا مارکز ، نویسنده ی کلمبیایی ، اشاره کرد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:53  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

بسیاری از اندیشمندان ، ارزشهای اخلاقی را رکن رکین و معیار نقادی دانسته اند و هر سخنی را که با حکمت و اخلاق موافق باشد ارج می نهند . از اینروی نقد اخلاقی از سالیان دور یکی از روشهای نقادی به حساب می اید. اساس این روش نقد بر پایۀ تحقیق است و آنچه در این روش مطرح می شود این است که آیا ادب و هنر وسیله و ابزار اخلاق و تربیت است یا خود هدف به شمار می آید ؟

اغلب متفکران گذشته بر این باور بوده اند که هنر می بایست تابع اخلاق باشد و اگر از مرز اخلاق تجاوز کند مردود و ناپسند خواهد بود. افلاطون در اثر معروف خود " جمهوری " شعر و موسیقی را به منزلۀ ابزار در دست حکومت و سیاست می داند و ارسطو نیز در این مورد چنین نظری دارد . به باور ارسطو شعر ، به ویژه تراژدی وسیله ایست جهت تزکیۀ نفس و البته بیشتر اندیشمندان قدیم برای هنر و ادب تاثیر تربیتی خاصی قائل بوده اند . " دیدرو " می گوید : گرامی داشتن تقوی و پست شمردن رذایل و نمایان کردن معایب باید هدف و غایت هر مرد شریف و آزاده ای باشد که قلم یا قلم مو و یا قلم حجاری را بدست می گیرد. " جانسون " در مقدمۀ شکسپیر می گوید : وظیفۀ نویسنده همواره این بوده که دنیا را از آنچه هست ، بهتر کند . " تولستوی " می نو.یسد : هنر جهان پسند همواره ملاک ثابت و معتبری با خویشتن دارد و آن ملاک ثابت و معتبر ، معرفت دینی و روحانی است . و تاکید می کند که هنر خوب باید افکار و عقایدی را القا کند که در آنها جهات خیر و شر دینی و اخلاقی را که میان تمام امم و در همۀ اعصار مشترک است رعایت کرده باشد.

 

برگرفته از کتاب " نفد ادبی " اثر دکتر عبدالحسین رزین کوب

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:51  توسط ماهنامه ی ویونا  | 


negar khane 7.JPG
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:38  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

سلام ، در این شماره به نقد و بررسی داستانی از جناب آقای « محمد رضا عباس زاده » از کاشان می پردازیم که در مسابقه ی بزرگ داستان نویسی اطلاعات هفتگی شماره ی 3297 چهارشنبه 11 مهر 1386 به چاپ رسیده است . داستانی با عنوان ( « سیصد » آدمکشان ... ) .

داستان از این قرار است که دختر عراقی چهارده ساله ای که در حمله ی سربازان آمریکایی به خانه شان پدر و برادر و مادرش را از دست داده است به در خواست خواهرش ( راحله ) برای خرید عروسی همراه او می شود . در راه باز گشت به خانه ، سربازان آمریکایی آنها را برای بازرسی دستگیر می کنند و یکی از سربازان قصد تجاوز به راحله را می کند . عبدالله ( نامزد راحله ) با سرباز درگیر و کشته می شود . در اخبار آنها را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی می کنند و داستان به پایان می رسد .

نام داستان  ( « سیصد » آدمکشان ... ) مخاطب را به یاد فیلم سیصد می اندازد و کنجکاوی مخاطب را برای خواندن داستان بر می انگیزاند اما مسئله ی مهم این است که در زبان فارسی بر خلاف زبان عربی کلمه ی بعد از عدد جمع بسته نمی شود . در واقع  ( « سیصد » آدمکشان ... ) ترکیبی غلط است که درست آن ( « سیصد » آدمکش ... ) می باشد .

نثر اثر  ، نثری سخت است که با دشواری مخاطب را با خود همراه می کند . استفاده از کلمات غیر داستانی مانند می فشارد ، دهشتناک ، طنین افکند ، شاید دلیل این امر باشد . از طرفی نویسنده دائماً در جای جای داستان دخالت می کند و هر موضوعی را به جای نشان دادن آن ، بیان می کند که این خود به داستان لطمه می زند .  به طور مثال :

-         با چشمان نا پاکشان او را می نگریستند .

-         خنده ای وقیحانه دندانهالی زردش را نشان داد و حرفهای شرم آوری زد .

سؤالی که برای مخاطب آگاه پیش می آید این است که چشمان ناپاک چگونه چشمانی است ؟ خنده ی وقیحانه چگونه است و حرفهای شرم آور به چه حرفهایی گفته می شود ؟

راوی اثر اول شخص است اما حضور نویسنده در  اثر به شدت حس می شود و این موضوع خوشایند نیست . نوسینده گفت و گو ها را با زبانی ادبی نگاشته است که اصلاً به شخصیت ها نمی خورد و همانطور که اشاره شد در گفت و گو ها نیز حضور نویسنده محسوس است و به نظر می رسد بسیاری از گفت و گو ها از زبان نویسنده خارج می وشد نه از زبان راجله یا عبدالله یا دختر !

داستان از منظر موضوع ، داستانی واقعی است اما در چند جا منطق داستان به هم می خورد . دختر ( شخصیت اصلی ) در ابتدا ترس خود را از بیرون رفتن و منفجر شدن بمبی درون سطل آشغال یا اتوموبیلی بیان می کند و دلیل آن را ، آن شب شوم می داند . در ادامه متوجه می شویم که در آن شب شوم سربازان امریکایی به خانه ی آنها حمله و پدر و برادر و مادر حامله اش را کشته اند . حال سؤالی که پیش می آید این است که دختر چرا با وقوع آن اتفاق از بمب گذاریها ترس پیدا کرده است ؟؟ در واقع ترس منطقی بعد از وقوع چنین اتفاقی ، ترس از تنها ماندن در خانه و یا ترس از حمله ی دوباره ی سربازان آمریکایی به خانه شان می باشد .

مورد دیگر آنکه دختر با دیدن صحنه ای از فیلم سیصد که سربازی با سلاح به پسرکی حمله می کند به یاد اتفاقات حادثه ی مذکور می افتاد و با این ترفند تمام حادثه را برای مخاطب تعریف می کند اما عجیب آنکه با دیدن صحنه ی حمله به یاد زمانی می افتاد که هنوز چند دقیقه به حمله ی سربازان آمریکایی مانده بوده است و از همان جا حادثه را تعریف می کند . منطق داستان حکم می کند که با دیدن صحنه ی حمله ی سرباز به پسرک به یاد صحنه ای مشابه ، مثلاٌ حمله ی سربازان به برادرش ، بیافتاد و از همانجا حادثه را تعریف کند .

بهتر است نویسندگان در مورد مسائلی داستان بنویسند که در مورد آن اطلاعات لازم و کافی را دارند . در این داستان به نظر می رسد ، نویسنده اطلاعی از چگونگی خرید عروسی در یک شهر جنگی ( بغداد ) ندارد ؛ برای همین با چند جمله قضیه ی خرید را تمام می کند : « با هر سختی و رنجی بود ، مقداری از وسایل عقد و عروسی را خریدیم و به سوی خانه حرکت کردیم . »

فیلم سیصد در داستان آورده شده است تا دختر به یاد حادثه ی مذکور بیافتاد که البته این امر با دیدن هر فیلم جنگی دیگری می توانست رخ دهد . با این حساب آوردن فیلم سیصد هیچ نقشی در پیشرفت داستان ندارد .

آوردن فیلم سیصد در در داستانی درباره ی عراق و سربازان آمریکایی ، نگارنده را به این فکر انداخت که شاید نویسنده ی داستان بر اثر دیدن فیلم سیصد و شنیدن اخباری مربوط به عراق دچار تهییج احساسات شده و خواسته درباره ی این دو موضوع کاری انجام دهد و با نوشتن این داستان به نوعی این دلمشغولی را انجام داده است .

در آخر آنکه نگارنده ، داستان را داستانی بسیار ضعیف می داند و سؤالی که پیش می آید این است که اطلاعات هفتگی چرا چنین داستانی را در بخش مسابقه ی بزرگ داستان نویسی انتخاب کرده است ؟ فقط به خاطر داشتن موضوعیت جنگ عراق ؟ پاسخ هر چه باشد ، این داستان امتیازی منفی است در داوریهای این مسابقه !

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:36  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

زن به خدمتکار تازه گفت : او دوست دارد شامش را درست سر ساعت 6 بخورد . گوشت قرمز هم نمی خورد . دسر را بعد در اتاق خودش می خورد . ساعت 8 حمام می گیرد و زود می خوابد . دختر خدمتکار بر اثز برخورد با سگ پودلی که خواب بود ، لغزید و به عقب سکندری خورد . در همان حال پرسید : کی ارباب را خواهم دید ؟ کدبانوی خانه خندید و گفت : همین حالا او را دیدی !!!

 

امیلی تیلتون .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:22  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

دوستش مي دارم .
 لبخندش را
 فريبي نه كه هديه اي مي انگارم
 من همه ي سنگهايش را پرستيده ام و
 آتش و
آب و خاكش را
 من آفتابش را پوشيده ام و
 عصاره ي ماهتابش را
 پياله پياله نوشيده ام
 دوستش مي دارم
 زميني كه تو روي آن راه مي روي

 

رویا زرین



 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:12  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

از آخرین باری که از انوشیروان باز آمدیم با جمعی از دوستان بنشستیم و از حال و احوالات قصر وی گفتیم که فلان غلامش بی چشم است و تاجش لایق شاهی نیست و…تا که دوستی خواست خاطره ای از ایشان بگوئیم تا که ما از یکی از دوستانشان گفتیم که پیش انو شیروان آمد و گفت:شنیدم که فلان دشمن ترا خدای-عزوجل-برداشت.انو شیروان گفت:هیچ شنیدی که مرا بگذاشت؟

اگر بمرد عدو جای شادمانی نیست                                     که زندگانی ما نیز جاودانی نیست 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:9  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

تنی چند از بندگان محمود گفتند حسن میمندی را که سلطان امروز ترا چه گفت در فلان مصلحت؟ گفت بر شما هم پوشیده نباشد. گفتند آنچه با تو گوید با مثال ما گفتن روا ندارد. گفت به اعتماد آن که داند که نگویم، پس چرا همی‌پرسید ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 7:56  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

کتاب نوجوانان ؛

اولین کتاب از مجموعه های نبرد با شیاطین لرد لاس نام گرفته است .این کتاب در مورد پسری است به نام گروبز که صحنه وحشتناکی از قتل عام و جنایتکارانی را دیده که حتی در فیلم های تخیلی نیز نمی توان آن را تصور کرد کسی حرف گروبز را باور نمی کند و او همچنان در دنیای کابوس مانندش تنها می ماند تا اینکه تنها عمویش درویش از راه می رسد درویش می داند که برادرزاده اش چه دیده و چه زجری کشیده است اما او نیز رفتاری مرموز دارد و چیزی را از گروبز پنهان می کند.

این کتاب فوق العاده جذاب و گیراست و تمام صحنه های کتاب به صورت ملموس و واضحی شرح داده شده است .

نویسنده ی این کتاب دارن شان است و انتشارات قدیانی این کتاب را به چاپ رسانده است.

 


 

کتاب نظری ؛

چرا باید کلاسیک ها را خواند ؟ نوشته ایتالو کالوینو و ترجمه آزیتا همپارتیان کتابی است که این هفته در بخش کتاب نظری با آن آشنا می شویم .

آثار کلاسیک‌ آثاری‌اند که‌ نمی‌توان‌ در برابرشان‌ بی‌تفاوت‌ ماند، کالوینو، نویسنده‌ی‌ برجسته‌ی‌ ایتالیایی‌ در این‌ اثر به‌ کشف‌ دوباره‌ی‌ آثار کلاسیک‌ مورد علاقه‌اش‌ می‌پردازد. 

هر بازخوانی اثر کلاسیک، کشفِ تازه‌ای است همچون نخستین خوانِش آن. / کالوینو
نام و آوازه‌ی ایتالو کالوینو نویسنده‌ی شهیر ایتالیایی به حد کافی برای خوانندگان فارسی زبان آشناست: علاقه‌مندان این نویسنده او را بیشتر با آثار داستانی‌اش می‌شناسند، حال آنکه کالوینو جدا از وجهه‌ی داستان‌نویسی، منتقد و مقاله‌نویسی زیرک بود. کتاب حاضر در برگیرنده‌ی رساله‌ها و مقاله‌های او درباره‌ی نویسندگان، شاعران و دانشمندانی است که در مقاطع گوناگونِ زندگی به عنوان آثار کلاسیک، دغدغه‌ی ذهن و فکرش بوده‌اند، هر چند این کتاب تمامی کلاسیک‌های مورد علاقه‌ی کالوینو را در بر نمی‌گیرد.
مجموعه مقالات این کتاب دوره‌ی تاریخی مهمی را، از قرن 4پ.م تا قرن 20م، دربرمی‌گیرد. در این سیر تاریخی، از گزنفونِ باستانی و نظامی گنجوی به ژرژ پرک معاصر می‌رسیم، بی‌آنکه نیازی به رعایت توالی و نظم خوانش احساس کنید.
چرا باید کلاسیک‌ها را خواند کتابی است کلیدی برای درک ایتالو کالوینو و از آن مهم‌تر برای فهم تمامی‌ نویسندگانِ مدرن و پسا مدرن، از این رو مطالعه‌ی این کتاب دریچه‌های نغزی از فرهنگ و ادبیات جهانی را به روی خواننده‌ی فارسی زبان می‌گشاید. 
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 7:47  توسط ماهنامه ی ویونا  |