تبليغاتX
ماهنامه ی ویونا

ماهنامه ی ویونا

ماهنامه فرهنگی ادبی کمیته ی ویونا زیر نظر شورای کتاب کودک

 

خوانندگان ويونا سلام ، با اميد به آنكه طاعات و عبادات شما عزيزان اهالي كوچه باغ شوراي كتاب كودك در پيشگاه خالق بي نياز بي همتا مقبول افتاده باشد . دوستان عزيز ، شكر خداوند مهربان ؛ وبلاگ روزامه هفتگي ويونا به آدرس www.viouna86.blogfa.com  همچون روزنامه هفتگي ويونا خوانندگان خود را پيدا كرده است و هم اكنون با سايت ها و وبلاگ هاي مطرح و نام داري در زمينه ادبيات تبادل لينك كرده و روز به روز ان شا الله به بينندگان آن افزوده مي شود .

و يك خبر فوق العاده براي علاقه مندان به ويونا ، در پي نظرات و پيشنهادات شما مبني بر اينكه براي خواندن ويونا مدت زمان بيشتر از يك هفته لازم است و پيشنهاداتي مبني بر چاپ ويونا به شكل ديگري ؛ ما اهالي ويونا پس از گفت و گو و مشاوره به اين نتيجه رسيديم كه هر شماره روزنامه هفتگي ويونا براي مدت زمان دو هفته  بر روي تابلو اعلانات باشد تا شما دوستان مدت زمان بيشتري را براي مطالعه ويونا داشته باشيد . اما اين مطلب يدين معنا نيست كه روزنامه هفتگي ويونا دوهفته نامه خواهد شد ، خير . روزنامه هفتگي ويونا همان روند هفتگي خود را خواهد داشت ولي هر شماره آن براي مدت دو هفته بر روي تابلو اعلانات خواهد ماند . يعني از اين پس 2 شماره ويونا بر روي تابلو خواهد بود يكي براي هفته جاري و ديگري برای هفته گذشته خواهد بود . موفق باشید و منصور .

 

قاصدک 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:40  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

تفاوت پیرنگ و داستان در چیست؟

خانم معتمدی(شورای اجرایی و استاد دانشگاه) : پیرنگ عنصری از داستان است،در واقع را بطه ی علت و معلولی است که به وسیله ی کنش ها در محور داستان پیش می رود.در هر داستان را بطه ی این علت و معلول باید حقیقی باشد.پیرنگ در داستان مانند بوم در نقاشی است در واقع پایه ی سازنده ی محور داستان است.

 

خانم حاجی میر(برس ادبیات کهن) : پیرنگ ، مرکب از دو کلمه ی پی(بنیاد و پایه)و رنگ(طرح و نقش) است و روی هم پیرنگ به معنی بنیاد نقش است که در داستان از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.پیرنگ اسکلت وقایع ساده و پیچیده است در حالی که داستان ریشه ای از حوادث است که به ترتیب زمانی روی می دهد اما پیرنگ علت و انگیزه ی حوادث است و علت حوادث است که داستان را جالب و خواندنی می کند نه خود حوادث.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:32  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

دوستان عزیز سلام . موضوع مکتبهای ادبی در این شماره به پایان می رسد . سعی ما در این بود که در این 6 شماره به طور خلاصه به 6 معرفی مکتب منتخب بپردازیم . انتخاب این 6 مکتب از بین تعداد انبوه مکاتب ریز و درشت به این معنا نیست که بقیه ی مکاتب ارزش معرفی نداشته اند بلکه هدف ما ، معرفی مکاتبی بوده است که پیروان بیشتری داشته اند و به نوعی احساس می کردیم معرفی این مکاتب بیش از دیگر مکاتب نیاز است . همانطور که می دانید در یک مقاله ی کوتاه نمی شود به طور کامل به معرفی مکتبی پرداخت ؛ از این رو آن دسته از دوستانی که مایل به کسب اطلاعات بیشتر هستند می توانند به کتابی که در بخش معرفی کتاب نظری ، معرفی کرده ایم مراجعه کنند .

پیدایش سوررئالیسم ؛

سوررئالیسم ، فلسفه به معنی کلاسیک کلمه نیست ، نمی خواهد که با سر هم کردن یک رشته استدلالات انتزاعی ، نظریه های را تحلیل یا ثبت کند . با این همه به معنی وسیع کلمه نوعی فلسفه است ، زیرا جهان بینی تازه ای را بیان می کند و به دنبال کشف راز کیهان است ، نه اینکه تجربه گرایی ساده باشد . در عین حال هم عمل می کند و هم تفکر درباره ی غایات این عمل .

اسلاف سوررئالیسم ؛

1-     افلاطون : همان گونه که سابقه ی بسیار ی از تازه ترین نظریات فلسفی و هنری را در گفتگوهای افلاطون پیدا می کنیم ، در مورد سوررئالیسم نیز می توانیم بگوییم که اولین نظریه پرداز آن افلاطون بوده است . دو رساله ی فایدروس و ایون شاهد این ماجرا است .

2-     رمان سیاه و ادبیات وهمی : از قرن هجدهم سوررئالیست ها فقط آثار رمان سیاه را سرچشمه ی اصلی آثار خود قرار دادند . رمان سیاه که آن را رمان گو تیک و رمان وحشت هم می گویند در نیمه ی دوم قرن هجدهم در انگلستان پیدا شد . حوادث آن معمولاً در قصرهای قدیمی ترسناک اتفاق می افتاد و ماجرا با شکست نیروهای اهریمنی و پیروزی شرافت و عفاف پایان می گیرد .

3-     هگل : از نظر فلسفی محض سوررئالیست ها بیش از همه خود را به اندیشه ی آلمانی نزدیک می بینند . البته سوررئالیست ها را نمی توان صد در صد وفادار به هگل شمرد . آنها از ایده آلیسم رو گردانند و نیز خردگرایی هگل نیز نمی تواند به سادگی مورد قبول سوررئالیست ها قرار گیرد .

4-     رومانتیسم آلمانی ، نوالیس : ژان پل ، آخیم فن آرنیم ، نوالیس و هولدرلین ، شاعران بزرگ رومانتیک آلمان ، چه از نظر فلسفی و چه از نظر شعری جایگاه مهمی در میان پیشگامان سوررئالیسم دارند .

5-     از سوپر ناتورالیسم تا نهان بینی : به این ترتیب عمل شاعرانه عمل آشتی بین « من » و دنیا خواهد بود ، یعنی شناخت ( رمزگشایی سمبولیسم جهانی ) در جلب این ارتباط آثار شاعران نهان بین ( نروال ، هوگو ، بودلر ، لوتره آمون ، رمبو ) می درخشد که پاسخگوی اشارات و نسانه های رومانتیسم آلمان ، روسو ، شاتوبریان ، یانگ و چند شاعر دیگر است . نروال در این میان مقامی استثنایی دارد . او که پیش از پیدایش سوررئالیسم عنوان سوپر ناتورالیسم را ابداع کرده بود ، در اثر معروف خود اورلیا Aurelia از تجاوز رؤیا به زندگی واقعی حرف میزند و می گوید : « من گمان نمی کنم که تخیل بشری هیچ چیزی نیافریده است که حقیقی نباشد . »

 

درباره ی بیانیه ی ( Manifste ) نوامبر 1924 :

آندره برتون در بیانیه ی اول سوررئالیسم می گوید : « انسان موجود خیالبافی است » اما امروزه دیگر نمی تواند تخیلات خود را آزاد بگذارد . و حال آنکه زبان برای این به انسان داده شده است « که از آن استفاده ی سوررئالیستی بکند . »

برای رسیدن به سوررئالیته ی حقیقی باید به وجوه تازه ای از الهام متوسل شد . لحظات خاصی وجود دارد که در آنها ایجاد این وجوه تازه ی الهام امکان دارد : آنگاه بیانیه ی « اسرار هنر جادویی سوررئالیستی » را آشکار می کند و مخصوصاً با استفاده از رؤیا و « نگارش خودکار » به بهره برداری از « صور خیال سوررئالیستی » می پردازد و آن را « بالاترین درجه ی استقلال فکر »معرفی می کند . آنچه در این بیانیه ی اول می بینیم از این قرار است : بزرگداشت مخیله که آنچه را نیست ، هست می کند . انتقاد از رئالیسم که واقعیت را حقیر می کند و از رمان برای روده درازی های غیر لازم و دروغ پردازیهایش و از تحلیل روانشناختی برای بیهودگیش و بالاخره از منطق که لیاقت توصیف انسانی ندارد .

بیانیه ی دوم Second manifeste du syrrealisme ؛

این متن که در دسامبر 1929 در شماره ی 12 انقلاب سوررئالیستی منتشر شد ، با لحن پرشوری که دارد و خشونت در قضاوت که نشانه ی جوشش درونی گروه و به طور کلی تلاطم موجود در این گروه – حاکی از آشفتگی عمیق و نوعی تردید و تزلزل در عقاید – که همه ی محافل « پیشرو » دوران را مغشوش کرده است ، با بیانیه ی اول متفاوت است . این بیانیه به گونه ای است که به جز لوتره آمون ، تمام اسلافی که پیش از آن مورد احترام برتون بودند ، ( رمبو ، ساد ، بودلر ، پو ) این بار کم و بیش در معرض انتقاد قرار گرفته اند ، زیرا آثار آنان در حدی نبوده اند که بتوانند در برابر تلاش های گوناگون برای حذف شان مقاومت کنند .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:28  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

سلام ... در مکتب خانه ی زنگ دوم این شماره نگاهی به پیرنگ می اندازیم .

 

پیرنگ ؛

پیرنگ مجموعه ی سازمان یافته ی حوادث است که با رابطه ی علت و معلولی به هم پیوند خورده و با الگو و نقشه ای مرتب شده است . در واقع پیرنگ روابط علت و معلولی حوادث داستان را بیان می کند . باید گفت پیرنگ و داستان با هم تفاوت دارند که در ادامه توضیح بیشتری خواهیم داد .

تفاوت پیرنگ و داستان ؛

بر خلاف تصور عده ای ، باید گفت که پیرنگ به معنای خلاصه ی داستان نیست . پیرنگ کالبد و استخوان بندی وقایع است و داستان بر آن بنا می شود .  داستان نقل حوادث است اما پیرنگ نقل حوادث با تکیه بر روابط علت و معلولی می باشد .

به طور مثال : « سلطان مرد و سپس ملکه مرد » داستان است ولی « سلطان مرد و پس از چندی ملکه از فرط اندوه در گذشت » پیرنگ است .

انواع پیرنگ ؛

پیرنگ را به دو نوع « پیرنگ بسته » و « پیرنگ باز» تقسیم کرده اند :

1-     پیرنگ بسته ؛ پیرنگی است که از کیفیتی پیچیده و تو در تو و خصوصیتِ فنی نیرومند برخوردار باشد ، به عبارت دیگر نظم ساختگی حوادث بر نظم طبیعی آن بچربد . این نوع پیرنگ اغلب در داستانهای اسرارآمیز به کار می رود که گره گشایی و نتیجه گیری قطعی دارد .

2-     پیرنگ باز ؛ پیرنگی است که نظم طبیعی حوادث بر نظم ساختگی و قراردادی آن غلبه دارد و در این نوع داستان ها اغلب گره گشایی وجود ندارد یا اگر هم داشته باشد زیاد به چشم نمی آید ، به عبارت دیگر نتیجه گیری قطعی در پیرنگ باز وجود ندارد و اگر هم داشته باشد ، قطعی نیست . نویسنده در این داستان ها اغلب به مسائل طرح شده پاسخی نمی دهد و خواننده باید خود راه حل آن را پیدا کند .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:25  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

انواع نقد یا مکتب های نقادی  

نقد ظاهری : نقدهایی که مربوط به شکل ظاهر و صورت های عینی یک اثر ادبی است.  مانند : نقد لغوی، نقد فنی و نقد زیبایی شناسی .

نقد لغوی  : بررسی و ارزیابی کاربرد زبان و اصول و قواعد آن در یک اثر ادبی است و مربوط به همه آثار ادبی است، چه نظم و چه نثر .

نقد فنی  : بررسی چگونگی کاربرد فنون بلاغی در شعر و نثر و میزان ارزش و اعتبار آنها است.

نقد زیباشناسی  : بررسی جوهر هنر، به دور از محتوای خاص آن است. ریشه و اساس این شیوه نقادی را در اروپا می توان در نظریه های «کالریج» انگلیسی و «ادگار آلن پو» آمریکایی جست و جو کرد.  

نقد معنایی  : نقدهایی که با محتوا و درون مایه اثر ادبی ارتباط دارد.  مانند : نقد اخلاقی، نقد تاریخی، نقد اجتماعی و نقد روان شناسی .

نقد اخلاقی  : نقد اخلاقی که در آن ارزشهای اخلاقی را اصل و ملاک نقادی شمرده اند شاید از قدیمی ترین شیوه های نقد ادبی است. افلاطون در شعر و درام به تأثیر اخلاقی و اجتماعی اثر توجه می کند. ارسطو نیز معتقد است که هدف شعر، خاصه تراژدی، باید تصفیه و تزکیه نفس باشد.  در اروپا، اهل کلیسا در قرون وسطی شعر را به واسطه آن که در خدمت اخلاق نبوده است، غذای شیطان و مایه فساد و ظلالت  می دانند .

نقد اجتماعی  : عبارت است از نشان دادن ارتباط ادبیات با جامعه و تأثیر جامعه در ادبیات و همچنین تأثیر ادبیات در جامعه. «میپولیت تِن» از منتقدان مشهور نقد اجتماعی است و ادبیات را محصول سه عامل می داند :

1)       زمان . 2) محیط اجتماعی . 3) نژاد .

نقد تاریخی :

اگر منتقدی برای تحلیل اثر ادبی، حوادث یا امور مربوط به تاریخ را مورد بررسی قرار دهد و به بحث در باب حیات شاعر و معاصران او و یا روابط او با هم عصران و یا احیاناً به تحقق در باب اسناد و مدارک و چند و چونی صحت و سقم نسخه یا نسخ کتاب و چگونگی وجود تحریف و تصحیف و تصحیح اثر و جست و جوی اشارات و حوادث تاریخی و به بحثهایی از این قبیل بپردازد، به نقد تاریخی پرداخته است . نقد تاریخی در واقع وسیله تحقیق در تاریخ ادبیات محسوب می شود.  

نقد روان شناسی  :

در این شیوه نقاد سعی می کند جریان باطنی و احوال درونی شاعر و نویسنده را ادراک و بیان نماید و قدرت و استعداد هنری و ذوق و قریحه او را بسنجد و نیروی عواطف و تخیلات وی را تعیین نماید و از این راه تأثیری را که محیط و جامعه و سنتها و مواریث در تکوین این جریانها دارند مطالعه کند .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:22  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:19  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

دوستان عزیز زیر ذره بین ، سلام . در این شماره به نقد و بررسی داستانی با عنوان « من گرگ شدم » از خانم « زهرا بیجن » از دزفول می پردازیم که در مسابقه ی بزرگ داستان نویسی اطلاعات هفتگی شماره ی  3288 چارشنبه 10 مرداد 1386 به چاپ رسیده است .

داستان درباره ی  بچه ای است که از مرد گدای سر کوچه شان می ترسد ولی طی حوادثی ترسش از او می ریزد .

اسم داستان ، « من گرگ شدم » ، در نگاه اول هم می تواند نام داستانی فانتزی باشد که به گرگ شدن انسانی بپردازد و هم می تواند داستانی اجتماعی باشد که به پیدا شدن  خصلتهای گرگ گونه در یک انسان نگاهی داشته باشد . نام از این لحاظ جذابیت زیادی دارد و مخاطب به خواندن داستان ترغیب می شود . در پایان داستان متوجه می شویم که منظور نویسنده از « من گرگ شدم » ، گرگ شدن در بازی « گرگم به هوا » است که نشان از انتخاب آگاهانه و دقیق اسم توسط نویسنده دارد . این نام حس خوبی به نگارنده می دهد چرا که نام علاوه بر اینکه چند معنی دارد ، در نگاه اول موضوع داستان را نیز لو نمی دهد .

شروع داستان با توضیح و توصیف مرد گدا می باشد و بعد به ترسهای بچه از مرد گدا می پردازد . توضیح و توصیف مرد گدا شروع جذابی برای داستان نیست . ترسهای بچه از مرد گدا و داستانهایی که درباره ی مرد گدا شنیده است موضوع مناسبتری برای شروع است . این موضوع ، موضوعی است که مخاطب را به خواندن ادامه ی داستان ترغیب می کند .

راوی اثر اول شخص است و به نظر می رسد کاملاً مناسب اثر است . نثر کار نثری روان می باشد و مخاطب را با خود همراه می سازد که البته در چند مورد نویسنده کلماتی به کارمی برد که با متن همخوانی ندارد . به طور مثال : معجون احساس .

تشبیه احساس به معجون ، تشبیه زیبایی است ولی زمانی که با متن همخوانی نداشته باشد مثل لکه ای در پارچه ای سفید به نظر می رسد و به اثر ضربه می زند .

داستان حالت خاطره ای دارد . شاید این به خاطر استفاده ی زیاد از فعلهایی با زمان ماضی استمراری است . شاید اگر نویسنده داستان را با زمان دیگری  ( به طور مثال ماضی ساده )  به رشته ی تحریر در می آورد این مشکل برطرف می شد . داستان ، داستانی با درونمایه ی اخلاقی است که مخاطب را با خود همراه می سازد و بدون شعار دادن و به وسیله ی کشفی که شخصیت بچه از مرد گدا می رسد و متوجه می شود که مرد گدا ترسناک نیست ، به مخاطب کودک می گوید : « ظاهربین نباشیم !!! »

به امید موفقیت این دوست ناشناخته و با استعداد.                          

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:53  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

عشاق جوان در ساحل چراغ جادو را پیدا کردند.جن چراغ گفت : « اگر آزادم کنید یک آرزوی هرکدامتان را بر آورده می کنم. » دختر به چشم های پسر جوان نگاه کرد و گفت :  « آرزو می کنم تا آخر  دنیا عاشق یکدیگر بمانیم. » پسر جوان به دنیا نگاه کرد و گفت : « من آرزو می کنم دنیا به پایان برسد. »

 

دیوید مه یر

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:50  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

شب دوزخی

پیش از تاریکی ؛ با کیف یک غریبه در جیب

به خانه برگشت ؛ گرسنه بود

اما چیزی نخورد  ؛ سیگاری آتش نزد

چراغ را روشن نکرد ؛ از خودش پرسید :

دست هایم کو ؟

؛ نیمه شب پشه ای که بر پیشانی عرق کرده اش نشسته بود

به تدریج ورم می کرد و سنگین می شد

حس کد قادر به راندنش نیست

و دریافت که خود بر پیشانی اش نشسته است

صبح به یاد آورد که در گوشه ای از شهر

دست هایش رادر جیب یک غریبه

جا گذاشته است ...        

 

"واهه آرمن"

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:45  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

با شاهان شماره ی 5 ویونا را خواندیم . گویا پسر عمو زاده ی حسودمان با شاهان های همه را با شاهانی ضعیف دانسته است . باید بگوییم که پس ما چیستیم ؟ کشک ؟ دوغ ؟؟خیر ما شاه تقی خان دُرگو هستیم و با شاهان می نویسیم در حد تیم ملی . اصلاً برای همین است که به ما لقب دُرگو داده اند . این بار هم می خواهیم یکی دیگر از آن حکایتهای زیبایمان را برایتان بازگو نماییم تا هم لذت ببرید و هم پی ببرید که شاه تقی خان دُرگو ، عجب شاه عادل و دانایی است .

چند سال پیش گزارشی به دستمان رسید که در بلخ ، آهنگری کلاهبرداری ها کرده و برای خود ثروتی به هم زده است . فریاد برآوردیم که غلط کرده ، تا ما هستیم کسی حق ندارد کلاه ملت را بردارد . اصلاً خودمان شخصاً به بلخ می رویم تا دهانشان را مورد عنایت قرار دهیم .

وزیر دست چپمان در آمد که تا آنجا سه روز راه است . عرق بر پیشانی مان نشست . سه روز ؟ یعنی در این سه روز باید در راه می خوابیدیم و غذای غیر قصری می خوردیم و گرما و سرما می چشیدیم ! در دَم از رفتن پشیمان گشتیم و دستور دادیم که در شهر خودمان ، شوشتر ، آهنگری را دستگیر کنند . ابروان همگان بالا رفت . حدس زدیم که از این فکر بکر ما بسیار خرسند گشته اند و دارند در دلشان ما را تشویق می کنند . ساعتی بعد آهنگری را در جلوی پای ما انداختند . دستور دادیم که وی را درون قفسی بیاندازند و در شهر بگردانند تا همگان بدانند عاقبت کلاهبرداری چیست ! اما آهنگر به خاطر شغلش هیکلی بس درشت داشت و از در به درون نمی رفت . ما بار دیگر از مغز مبارکمان کار کشیدیم و امر کردیم که به بیرون بروند و اولین آدم لاغری را که دیدند ، بیاورند . رفتند و پس از دقایقی مردی را آوردند . از شغلش که جویا شدیم گفت مسگر است . بلافاصله به امر ما مسگر را در قفس انداختند و در شهر انداختند و همگان فهمیدند تا ما هستیم نباید فکر کلاهبرداری به سرشان بزند . این فکر عاقلانه ی ما آنقدر دهان به دهان چرخید تا اینکه در وصف بزرگی فکر ما شعر هم سرودند :

 

گنه کرد در بلخ آهنگری / به شوشتر گردن زدند مسگری

 

البته کمی اغراق کرده اند ؛ ما گردن کسی را نزدیم . این هم از حکایت ما . می دانم که دلتان برایمان تنگ می شود . اما چاره چیست ؟ مرا رها کن از این فکر تنهایی !!!

 

شاه تقی خان دُرگو

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:40  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

 

مسافری یا مقیم؟
« ممشاد دنیوری » پیوسته در خانقاه خود را بسته می داشت. چون مسافری به در خانقاه می رسید. او در پشت در می آمد و می گفت؛ «مسافری یا مقیم؟ اگر مقیمی، در آی . و اگر مسافری ، این خانقاه جای تو نیست که روزی چند اینجا می مانی و ما با تو خوی می کنیم.
آنگاه می روی و ما را در فراق تو طاقت نمی باشد! »

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:32  توسط ماهنامه ی ویونا  | 

کتاب نوجوانان ؛

کتاب نظری این هفته کتاب مکتبهای ادبی نوشته رضا سید حسینی است که ما در ویونا تا به حال در بخش مکتب خانه زنگ اول از آن استفاده کرده ایم . این کتاب کوششی مهم و عظیم در این عرصه به حساب می آید و حاوی جدیدترین و کاملترین مطالب مرتبط با مکتبهای ادبی است . این کتاب حتی به معرفی و شناساندن مکتبهای ادبی که بسیار مطرح هم نیستند پرداخته است این کتاب 2 جلدی است و شما می توانید برای آشنایی کاملتر با مکتبهایی که ما معرفی کردیم و دیگر مکاتب ادبی از آن بهره بجویید .

 


 

کتاب نظری ؛

 

دزد لعنتی ،

میرکو تقریبا دوازده ساله است .سن دقیق او را هیچ کس نمی داند.اما او حرفه ای واقعی دارد که بخش اعظم هزینه زندگی خانواده را تامین می کند میرکو حرفه اش دزدی است تمام الزامات این حرفه را مردی که میرکو او را پدر خود می نامد به او آموخته است میرکو مهارت زیادی در این کار دارد  و پول این کار به زحمتش می ارزد اما روزی از روزها میرکو مرتکب اشتباهی می شود که تمام مسیر زندگی اش را تغییر می دهد.

کتاب دزد لعنتی نوشته ی ورنر ریت و انتشارات عمران این کتاب را به چاپ رسانده است .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:25  توسط ماهنامه ی ویونا  |