دوستان عزیز سلام . موضوع مکتبهای ادبی در این شماره به پایان می رسد . سعی ما در این بود که در این 6 شماره به طور خلاصه به 6 معرفی مکتب منتخب بپردازیم . انتخاب این 6 مکتب از بین تعداد انبوه مکاتب ریز و درشت به این معنا نیست که بقیه ی مکاتب ارزش معرفی نداشته اند بلکه هدف ما ، معرفی مکاتبی بوده است که پیروان بیشتری داشته اند و به نوعی احساس می کردیم معرفی این مکاتب بیش از دیگر مکاتب نیاز است . همانطور که می دانید در یک مقاله ی کوتاه نمی شود به طور کامل به معرفی مکتبی پرداخت ؛ از این رو آن دسته از دوستانی که مایل به کسب اطلاعات بیشتر هستند می توانند به کتابی که در بخش معرفی کتاب نظری ، معرفی کرده ایم مراجعه کنند .
پیدایش سوررئالیسم ؛
سوررئالیسم ، فلسفه به معنی کلاسیک کلمه نیست ، نمی خواهد که با سر هم کردن یک رشته استدلالات انتزاعی ، نظریه های را تحلیل یا ثبت کند . با این همه به معنی وسیع کلمه نوعی فلسفه است ، زیرا جهان بینی تازه ای را بیان می کند و به دنبال کشف راز کیهان است ، نه اینکه تجربه گرایی ساده باشد . در عین حال هم عمل می کند و هم تفکر درباره ی غایات این عمل .
اسلاف سوررئالیسم ؛
1- افلاطون : همان گونه که سابقه ی بسیار ی از تازه ترین نظریات فلسفی و هنری را در گفتگوهای افلاطون پیدا می کنیم ، در مورد سوررئالیسم نیز می توانیم بگوییم که اولین نظریه پرداز آن افلاطون بوده است . دو رساله ی فایدروس و ایون شاهد این ماجرا است .
2- رمان سیاه و ادبیات وهمی : از قرن هجدهم سوررئالیست ها فقط آثار رمان سیاه را سرچشمه ی اصلی آثار خود قرار دادند . رمان سیاه که آن را رمان گو تیک و رمان وحشت هم می گویند در نیمه ی دوم قرن هجدهم در انگلستان پیدا شد . حوادث آن معمولاً در قصرهای قدیمی ترسناک اتفاق می افتاد و ماجرا با شکست نیروهای اهریمنی و پیروزی شرافت و عفاف پایان می گیرد .
3- هگل : از نظر فلسفی محض سوررئالیست ها بیش از همه خود را به اندیشه ی آلمانی نزدیک می بینند . البته سوررئالیست ها را نمی توان صد در صد وفادار به هگل شمرد . آنها از ایده آلیسم رو گردانند و نیز خردگرایی هگل نیز نمی تواند به سادگی مورد قبول سوررئالیست ها قرار گیرد .
4- رومانتیسم آلمانی ، نوالیس : ژان پل ، آخیم فن آرنیم ، نوالیس و هولدرلین ، شاعران بزرگ رومانتیک آلمان ، چه از نظر فلسفی و چه از نظر شعری جایگاه مهمی در میان پیشگامان سوررئالیسم دارند .
5- از سوپر ناتورالیسم تا نهان بینی : به این ترتیب عمل شاعرانه عمل آشتی بین « من » و دنیا خواهد بود ، یعنی شناخت ( رمزگشایی سمبولیسم جهانی ) در جلب این ارتباط آثار شاعران نهان بین ( نروال ، هوگو ، بودلر ، لوتره آمون ، رمبو ) می درخشد که پاسخگوی اشارات و نسانه های رومانتیسم آلمان ، روسو ، شاتوبریان ، یانگ و چند شاعر دیگر است . نروال در این میان مقامی استثنایی دارد . او که پیش از پیدایش سوررئالیسم عنوان سوپر ناتورالیسم را ابداع کرده بود ، در اثر معروف خود اورلیا Aurelia از تجاوز رؤیا به زندگی واقعی حرف میزند و می گوید : « من گمان نمی کنم که تخیل بشری هیچ چیزی نیافریده است که حقیقی نباشد . »
درباره ی بیانیه ی ( Manifste ) نوامبر 1924 :
آندره برتون در بیانیه ی اول سوررئالیسم می گوید : « انسان موجود خیالبافی است » اما امروزه دیگر نمی تواند تخیلات خود را آزاد بگذارد . و حال آنکه زبان برای این به انسان داده شده است « که از آن استفاده ی سوررئالیستی بکند . »
برای رسیدن به سوررئالیته ی حقیقی باید به وجوه تازه ای از الهام متوسل شد . لحظات خاصی وجود دارد که در آنها ایجاد این وجوه تازه ی الهام امکان دارد : آنگاه بیانیه ی « اسرار هنر جادویی سوررئالیستی » را آشکار می کند و مخصوصاً با استفاده از رؤیا و « نگارش خودکار » به بهره برداری از « صور خیال سوررئالیستی » می پردازد و آن را « بالاترین درجه ی استقلال فکر »معرفی می کند . آنچه در این بیانیه ی اول می بینیم از این قرار است : بزرگداشت مخیله که آنچه را نیست ، هست می کند . انتقاد از رئالیسم که واقعیت را حقیر می کند و از رمان برای روده درازی های غیر لازم و دروغ پردازیهایش و از تحلیل روانشناختی برای بیهودگیش و بالاخره از منطق که لیاقت توصیف انسانی ندارد .
بیانیه ی دوم Second manifeste du syrrealisme ؛
این متن که در دسامبر 1929 در شماره ی 12 انقلاب سوررئالیستی منتشر شد ، با لحن پرشوری که دارد و خشونت در قضاوت که نشانه ی جوشش درونی گروه و به طور کلی تلاطم موجود در این گروه – حاکی از آشفتگی عمیق و نوعی تردید و تزلزل در عقاید – که همه ی محافل « پیشرو » دوران را مغشوش کرده است ، با بیانیه ی اول متفاوت است . این بیانیه به گونه ای است که به جز لوتره آمون ، تمام اسلافی که پیش از آن مورد احترام برتون بودند ، ( رمبو ، ساد ، بودلر ، پو ) این بار کم و بیش در معرض انتقاد قرار گرفته اند ، زیرا آثار آنان در حدی نبوده اند که بتوانند در برابر تلاش های گوناگون برای حذف شان مقاومت کنند .