سلام ؛ شخصیت و شخصیت پردازی يكي دیگر از عناصر مهم داستان نويسي است كه این هفته به آن ميپردازيم .
نويسنده در خلق شخصيت ها آزادي عمل دارد و ميتواند هر شخصيتي را كه دوست دارد در جهان داستاني خويش وارد كند ولي نكته ي مهم آن است كه شخصيتهاي ساخته شده در جهان داستان ، واقعي و باور پذير باشند و به حقيقت مانندي ( باور پذيري ) اثر كمك كند .
پرداخت شخصيت ؛
در پرداخت شخصيت لازم است به سه نكته توجه شود :
1- شخصيتها در گفتارشان و عملكردشان بايد ثبات داشته باشند و اگر هم دچار تغييري شوند ، اين تغييرات همراه با منطق باشند .
2- شخصيتها براي كارهايي كه مي كنند بايد انگيزه داشته باشند .
3- شخصيتها بايد واقعي جلوه كنند و مخاطب آنها را باور كند .
روشهاي پرداخت شخصيت ؛
براي پرداخت شخصيت سه روش وجود دارد :
1- ارائه ي شخصيت به وسيله ي شرح و توضيح مستقيم ؛ در اين روش نويسنده از زاويه ديد يكي از شخصيت ها و يا از زاويه ديد داناي كل به توصيف شخصيتها ميپردازد .
2- ارائه ي شخصيت ها به وسيله ي عمل آنها با كمي شرح و تفسير يا بدون آن ؛ در اين روش نويسنده رفتار و گفتار شخصيت ها را بيان ميكند و ما از نوع رفتار آنها متوجه ميشويم كه چه نوع شخصيتي دارند . اين روش ، روشي نمايشي استو اغلب نويسندگان ترجيح ميدهند از اين روش استفاده كنند . يعني به جاي گفتن ( روش شماره ي 1 ) ، نشان بدهند ( روش شماره ي 2 ) . به طور مثال به جاي اينكه بگويند شخصيتي شلخته است به توصيف اتاق به هم ريخته ي شخصيت بپردازند .
3- ارائه ي درون شخصيت ، بي تعبير و تفسير . اين روش ، رمان هاي « جريان سال ذهن » را به وجود آورده است كه عمل داستاني در درون شخصيتها رخ مي دهد و خواننده غيرمستقيم در جريان شعور آگاه و ناآگاه شخصيتهاي داستان قرار ميگيرد .
تقسيم بندي شخصيتها ؛
شخصيتهاي قصه ، داستان كوتاه ، رمان ، نمايشنامه و ... را مي توان از جنبه هاي مختلف تقسيمبندي كرد كه در اينجا به دو نوع آن اشاره ميكنبم ؛
الف) تقسيم بندي شخصيتها از لحاظ تغيير پذيري و عدم تغيير پذيري ؛
1- پويا ؛ شخصيتهايي را كه در طول اثر (قصه ، داستان كوتاه ، رمان ، نمايشنامه و ... ) دچار تغيير ميشوند را شخصيتهاي پويا مينامند . به عبارتي شخصيتهاي پويا در طول اثر دچار دگرگوني در قسمتي از جهان بيني يا خصوصيات شخصي خود ميشوند . شاهكارهاي ادبي معمولاً از شخصيتهاي پويا بهره گرفتهاند .
2- ايستا ؛ شخصيتهايي را كه در طول اثر ( قصه ، داستان كوتاه ، رمان ، نمايشنامه و ... ) تغييري نميكنند را شخصيتهاي ايستا مينامند . به عبارتي شخصيتهاي ايستا در پايان كار هماني هستند كه در آغاز كار بودهاند .
ب) تقسيم بندي شخصيتها از لحاظ موضع گيري و ارتباط با جدال موجود در اثر؛
1- پروتاگونيست يا آغاز كننده ي جدال ؛ شخصيتي است كه با يك تفكر و انديشه به سوي اهداف خود قدم بر ميدارد و اين امر موجب درگيري وي با ديگران ميشود .
2- آنتاگونيست يا مقاومت كننده در برابر جدال ؛ شخصيتي است كه در مقابل شخصيت پروتاگونيست ميايستاد . اين شخصيت نيز براي رسيدن به اهداف خود ( كه بر ضئ اهداف پروتاگونيست است ) مصر ميباشد .
نكته ي مهم آنكه شخصيت پروتاگونيست لزوماً مثبت و شخصيت آنتاگونيست لزوماً منفي نيست ! يك شخصيت منفي مي تواند آغاز كننده ي جدال باشد و شخصيت مثبت در برابر جدال مقاوت كند .
نكته ي ديگر آنكه اطلاق نام پروتاگونيست و آنتاگونسيت به شخصيتها ، جدا از تحليل متن به تحليلهاي فلسفي و عقيدتي افراد نيز بستگي دارد .
انواع شخصيت :
1- شخصيتهاي قالبي ؛ شخصيتهاي قالبي شخصيتهايي هستند كه نسخه ي بدل يا كليشه ي شخصيتهاي ديگري ، ميباشند . اين شخصيتها از خود هيچ تشخصي ندارند ، ظاهرشان آشنا و صحبتشان قابل پيشبيني است .نحوه ي عملشان مشخص است چرا كه ما با آن قبلاً آشنا شدهايم . مثلاً كسي كه اداي جاهل ها را در مي آورد يا تقليد هنر پيشه ي معروفي را ميكند ، شخصيتي قالبي را ارائه مي دهد . تمام شخصيتهايي كه مي توان واژهي « نما » يا « مآب » را پشت سر آنها اضافه كرد ، شخصيتهاي قالبي هستند ؛ مثل روشنفكرنما ، مظلومنما ، مقدسنما ، فرنگينما و ... كه از رفتار و گفتار آشناي آنها به خصوصيتهاي قالبي شخصيت آنها پي مي بريم !
2- شخصيت هاي قرار دادي ؛ شخصيتهاي قرار دادي افراد شناخته شده اي هستند كه مرتباً در نمايشنامه ها و داستان ها ظاهر ميشوند و خصوصيتي سنتي و جا افتاده دارند . شخصيتهاي قرار دادي ، به شخصيتهاي قالبي خيلي نزديكند و گاه تشخيص اين دو از هم دشوار است . اين نوع شخصيتها اولين بار در نمايشهاي كلاسيك ظاهر شده اند . در قصههاي قديمي ؛ غول ها ، ديوها ، جن ها ، پري ها ، جادوگرها ، آدم هاي خسيس شخصيتهاي قرار دادي به حساب مي آيند . از ديگر شخصيتهاي قرار دادي در قصه ها ميتوان به دلقك ها ، عيار ها ( مظهر جوانمردهايي زيرك و نيك نفس ) ، پهلوانان (طرفدار عدل و راستي) ، وزيران دست راست ( داراي سيرتي نيكو ) ، وزيران دست چپ ( داري سيرتي اهريمني ) اشاره كرد .
3- شخصيتهاي نوعي ( تيپ ) ؛ شخصيت نوعي يا تيپ نشان دهنده ي خصوصيات گروه يا طبقه اي از مردم است كه او را از ديگران متمايز مي كند . شخصيت نوعي نمونه اي است براي امثال خود . به طور مثال : پرفسورهاي گيج و يا وكيل هاي حيله گر . نكته ي مهم آنكه اگر با گذشت زمان ، خصوصيتهاي گروهي يا طبقه اي شخصيتهاي نوعي دستخوش تغيير شود ، اين شخصيتها ديگر به عنوان شخصيت نوعي محسوب نميشوند بلكه به عنوان شخصيتهاي قراردادي از آنها ياد مي شود . به طور مثال ، شخصيت « داش آكل » در زمان ما به تدريج خصوصيات نوعي خود را از دست مي دهد و ويژگيهاي شخصيتهاي قرار داي را به خود مي گيرد چرا كه در جامعه ي امروز ، ديگر لوطي ها آن از خود گذشتگي ها و خصلتهاي جوانمردانه ي گذشته را ندارند .
4- شخصيتهاي تمثيلي ؛ ثمثيل ارائه ي شخصيت ، انديشه يا واقعه است به طريقه اي كه هم خودش را نشان بدهد و هم چيز ديگري را ؛ به عبارت ديگر تمثيل يك معناي آشكار دارد و يك يا چند معناي پنهان . شخصيتهاي تمثيلي ، شخصيتهاي جانشين شونده هستند به اين معنا كه شخصيتهاي تمثيلي جانشين فكر و خلق و خو و خصلت و صفتي ميشوند ؛ مثل آقاي ديو سيرت ، خانم خوش طينت .
5- شخصيتهاي نمادي ؛ نمادگرايي تجسمِ احساس هستي ها و جوهر هايي است كه قبلاٌ درك نشده باشد و جز به شكل نمادين خاصي هم قابل درك نباشد . شخصيت نمادين ، شخصيتي است كه عمل و گفتارش مخاطب را به چيزي بيشتر از خودش راهنمايي كند ؛ مثلاً مخاطب شخصيتي را تجسمي از وحشي گري ببيند .
6- شخصيت همه جانبه ؛ شخصيتهاي همه جانبه با جزئيات بيشتر و مفصل تر تشريح و تفسير ميشوند . خصوصيات آنها ممتاز تر از شخصيتهاي ديگر اثر است . از آنجا كه داستان بر خلاف زندگي نميتواند به همه ي شخصيتها توجه يكساني داشته باشد ، شخصيت اصلي اثر ، به طور كامل ترسيم مي شود و شخصيتي همه جانبه ميشود .